تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی - ایا کسی علم غیب دارد - در جواب ققنوس

به نام الله

 

بیان مختصر منهج قران  در باب علم غیب

بیان منهج شیعه در باب علم غیب

بیان موضع اهل بیت در باب علم غیب

 

جواب به گفته های ققنوس

گفته های ققنوس رنگ قرمز

مطالب مهم رنگ ابی

 

(* ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ (44) ]ل عمران

در آیه بالا خداوند می فرماید آن علم غیبی را که جز خودمان ندارد به تو وحی کردیم*)

 

عجب ترجمه ای کردی

ترجمه این می شود :

اين [جمله] از اخبار غيب است كه به تو وحى مى‏كنيم و [گرنه] وقتى كه آنان قلمهاى خود را [براى قرعه‏كشى به آب] مى‏افكندند تا كدام يك سرپرستى مريم را به عهده گيرد نزد آنان نبودى و [نيز] وقتى با يكديگر كشمكش مى‏كردند نزدشان نبودى

(* نکته مهم اینجاست که خداوند در آیاتی که می فرماید هیچ کس جز من علم غیب را نمی داند به این معنی است که هیچ معبودی در عالم و هیچ دانای غیبی در کنار خدا و به استقلال از او وجود ندارد و همه چیز از او منشا می گیرد. و این اوست که به بقیه می دهد اگر بخواهد

همانطور که می فرماید (( لا حول و لا قوه الا بالله )) هیچ حول و قوه ای نیست مگر به خدا.

پس اشتباه فاحش شما در این زمینه خیلی واضح آشکار شد. خداوند نفی هر داننده غیبی به غیر از خودش را در عالم کرده نه این که اعطای علم غیب را به دیگران نفی کند!!!!!!!!   *)

 

شما به اشتباه رفته اید خداوند به هیچ کس علم غیب نداده بلکه از طریق وحی و فقط وحی ان هم فقط پیامبران ان هم فقط در بعضی امور و خیلی کم خبر دار کرده که لازمه نبوت و رساندن تبلیغ به مردم بوده نه چیز دیگری (مثلا در مورد سمی که در غذایشان ریختند)

 

(* عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً (26)اِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (27) جن

دراین آیه هم تفصیل آیاتی که شما ذکر کرده اید آمده است که می فرماید ما علم غیب را به هرکسی که رسول از او راضی باشد خواهیم داد.
لااقل شما معتقد هستید که پیامبر از علی راضی است

خدا در آیاتی از قرآن نفی داننده غیبی جز خود می کند نه نفی اعطای علم غیب به هرکس که بخواهد.
به راستی چرا دست خدا را در اعطای کمالات می بندید؟؟ *)


عجب تحریفی نمودید خداوند به هر که پیامبر از او راضی است علم غیب می دهد !!!!!!!!!

 

ترجمه اینه:

قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا ﴿25﴾

بگو نمى‏دانم آنچه را كه وعده داده شده‏ايد نزديك است‏يا پروردگارم براى آن زمانى نهاده است (25)

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا ﴿26﴾

داناى نهان است و كسى را بر غيب خود آگاه نمى‏كند (26)           

 إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ﴿27﴾

جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد كه [در اين صورت] براى او از پيش رو و از پشت‏سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (27)

اولا : دادن علم غیب نیست بلکه اگاه کردن از اخبار غیبی است

دوما : علم نیست

سوما: خشنودی پیامبر مورد نظر نیست

چهارما : فقط شامل پیامبران است نه کس دیگری

پنجما:  از طریق جبرئیل است نه عطای علم

ششما : ایات دیگربیشتر توضیح می دهند

 

 (* اما اگر منظورتان حضرت علی است باید بدانید که او جان و نفس پیامبر خاتم است و پیامبر خاتم از عیسی مسیح برتر و بالاتر است. که این هم ارتباطی به غلو ندارد چون اثبات این قدرت برای علی و ائمه بسیار راحت است *)

اول اثبات کن بعد استناد لطفا ...........

 

(* در سوال دوم ذوالقرنین نمونه بسیار خوب قرآنی می تواند برایتان باشد. چون نبی نبود درعین حال قدرت الهی ماوراء بشری داشت. حال از هر جا این قدرت به او می رسید تو همان را برای ائمه شیعه می توانی فرض کنی!*)

 

این هم از اون حرف هاست که شما در مورد امامانتان در کتاب هایتان دارید

انچه که خوبان دارند همه یکجا دارند

از معجزه در گهواره صجبت کردن حضرت عیسی گرفته تا عمر هزاران ساله نوح

به اضافه معجزاتی مانند رشد سریع  و... که نمونه اش بی نظیره

اهل سنت معجزه را فقط مربوط به پیامبران میدانند

شما در جواب ما که مثلا می گیم حضرت علی مرده زنده نمی کرد می گویید چطور مگه عیسی مرده زنده نمی کرد این شد جواب نه

شما باید ثابت کنید که حضرت علی مرده زنده می کرد نه حضرت عیسی

 ( از قران و سنت در حالی که ما از قران و سنت خلاف حرف شما را ثابت می کنیم)

 

مثل اینه که من بگم پیامبر در گهواره صحب می کرد و شما بگی دلیل بیاور بگم چون عیسی در گهواره صجبت می کرد و...  (با توجه به اینکه حضرت محمد پیامبر بوده )

 

 

 

 

منهج اهل سنت

 

دانستن غیب در وحی بوده نه در دانستن فل بداهه و انی یعنی علم غیب نبوده بلکه ابلاغ بوده

 

(( لا حول و لا قوه الا بالله )) هیچ حول و قوه ای نیست مگر به خدا.

هیچ قدرتی غیر از قدرت خدا نیست اشاره به منبع اصلی قدرت می کند و خداوند این را در اختیار همگان قرار داده و علم غیب را در اختیار هیچ کس

 

شما باید ثابت کنید که به ایشان وحی میشود نه به دیگران وحی میشده

 

تا حال هیچکس ادعای علم غیب نکرده حتی موس هم که به دستور خدا کارهای خضر را می دید تعجب میکرد چون علم غیب نداشت و خضر هم فقط ماموری بود از طرف خدا نه عالم الغیب

 

قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿188﴾

بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختيار سود و زيانى ندارم و اگر غيب مى‏دانستم قطعا خير بيشترى مى‏اندوختم و هرگز به من آسيبى نمى‏رسيد من جز بيم‏دهنده و بشارتگر براى گروهى كه ايمان مى‏آورند نيستم (188)

 

يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ

 ”روزی كه خدا پيغمبران را جمع می كند و از آنان ميپرسد چه مقدار مورد اجابت قرار گرفتيد؟ می گويند نمی دانيم ، خدايا تنها تو هستی دانای غيبها (109 مائده)

 

قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿65﴾

بگو هر كه در آسمانها و زمين است جز خدا غيب را نمى‏شناسند و نمى‏دانند كى برانگيخته خواهند شد (65)

 

حضرت علی در مورد مرگ پیامبر این چنین می گوید

" بابی انت و امی یا رسول الله لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک من النبوه و الانباء و اخبار السماء  " و...            

یعنی پدر و مادرم فدایت باد ای پیامبر خدا اخبار اسمانی که با مرگ دیگر پیامبران قطع نگردید با مرگ تو قطع گردید

 

پس ثابت شد

- که هیچ کس علم غیب ندارد

- ابلاغ اخبار غیبی به پیامبران از طریق وحی بوده  و با حضرت محمد خاتم یافته

 -------------------------------------------------------

جواب به بعضی شبهات

رسول خدا و أئمّه هدیu پیشگوئیها کرده و بسیاری از مطالب را خبر داده‌اند. ولی خودشان به پیروی قرآن فرموده‌اند ما علمی به غیب نداریم. حال باید بررسی کرد.

ما می‌دانیم که قرآن راست می‌گوید که در سورة انعام آیة 50 فرموده :

) @è% Hw ãAqè%r& óOä3s9 “ωZÏã ßûÉî!#t“yz «!$# Iwur ãNn=ôãr& |=ø‹tóø9$#  (     

                                                                    (انعام / 50)

«بگو من نمی‌گویم خزائن الهی نزد من است و غیب نمی‌دانم».

که صراحت دارد که رسول خداr غیب نمی‌داند و عالم به غیب نیست. و در آیة دیگر فرموده : «إنّما الغیب لله». یعنی علم غیب منحصر به خدا است، و مانند این آیات در قرآن بسیار است. حال اگر کسی بگوید چگونه پیغمبرr غیب نمی‌داند با این همه اخبار غیبی که از ایشان نقل شده؟ جواب این است که هر کس از آینده خبر دهد عالم الغیب نیست زیرا هر مسلمانی می‌داند و خبر می‌دهد که مرگ و قبر و برزخ و حشر و نشر و کتاب و حساب و صراط و دوزخ و جنّت حقّ است با اینکه خود را عالم غیب نمی‌داند و با این حال ما را عالم الغیب نمی‌گویند، چرا؟ برای اینکه ما از وحی قرآن و یا از سابقین خود و آنان از صادق مصدّقی مانند رسول خداr شنیده‌اند و رسول خدا از جبرئیل و او از حق تعالی شنیده، و هر کس خبر راست غیبی شنید، عالم الغیب نمی‌باشد. رسول خداr و حضرت امیرu و اصحاب با تقوای ایشان همه از متّقین بوده و ایمان به اخبار غیب الهی قرآن دارند و همه مشمول آیة {هُدىً لِلْمُتَّقِينَ_ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ} سورة بقرة(2/3)

 بوده‌اند. یعنی رسول خدا و اصحاب اخیار او به اخبار غیبی که به او وحی شده ایمان دارند، و او به حضرت امیر نیز اخبار کرده . مثلاً حضرت امیرu در خطبة 128 نهج‌البلاغه بالای منبر از ترکهای مغول و خرابی ایشان خبر می‌دهد و چون این خبر غیبی بود، یکی از اصحاب او عرض کرد یا امیرالمؤمنین «لقد أعطیت علم الغیب فضحک علیه‌السّلام و قال للرّجل یا أخاک کلب لیس هو بعلم الغیب و إنّما هو تعلّم من ذی علم». یعنی یا امیرالمؤمنین به شما علم غیب عطا شده، حضرت خندید و به او فرمود ای برادر کلبی این خبریکه از مفعول دادم علم غیب نیست و همانا این خبری است که از رسول خداr تعلّم گرفتم. پس در این خطبه حضرت صریحاً فرموده من عالم الغیب نیستم. باید دانست هر کس از دیگری خبری بگیرد و اگر چه خبر غیبی باشد او را عالم الغیب نمی‌گویند، اگر به آن خبر ایمان دارد او را مؤمن بالغیب می‌گویند عالم الغیب طبق منطق قرآن به آن خدائی می‌گویند که خودغیب می‌داند و از دیگری نگرفته است و رسول خداr و امامu مؤمن به غیب می‌باشند.

:

سورة جن آیة 25 و 26 و 27

)  ö@è% ÷bÎ) ü”Í‘÷Šr& Ò=ƒÌs%r& $¨B tbr߉tãqè? ôQr& ã@yèøgs† ¼çms9 þ’În1u‘ #´‰tBr& ÇËÎÈ ãNÎ=»tã É=ø‹tóø9$# Ÿxsù ãÎgôàム4’n?tã ÿ¾ÏmÎ7øŠxî #´‰tnr& ÇËÏÈ žwÎ) Ç`tB 4Ó|Ós?ö‘$# `ÏB 5Aqߙ§‘  (   (جن / 25 و 26 و 27)

«بگو من نمی‌دانم آیا نزدیکست آنچه وعده داده می‌شود (یعنی قیامت) یا اینکه پروردگارم برای آن مدّتی قرار می‌دهد پروردگاریکه عالم غیب است که بروز نمی‌دهد و مطّلع نمی‌گرداند بر غیب خود احدی را، مگر آن رسولی را که او بپسندد».

در این آیه واضح می‌گوید فقط خدا عالم‌الغیب است، و غیب خود را به کسی اظهار نمی‌دارد و از اخبار غیب به کسی اطلاع نمی‌دهد، مگر پیغمبر و رسولی را که پسندیده و برگزیده که به او وحی می‌کند و آن رسول به آن اخبار غیب ایمان دارد پس آن رسول مؤمن به غیب است، امّا نمی‌گوید رسول عالم‌الغیب است چنانکه در اول آیه فرماید بگو ای رسول که من نمی‌دانم و در آخر آیه می‌فرماید برای رسول خود مأموری در کمین می‌گذاریم تا معلوم شود و بداند که آیا رسول آن اخبار غیبی را بدون کم و زیاد به امّت ابلاغ کرده است یا خیر، و می‌فرماید : {فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً _لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً } سورة جن(28/27)

یعنی می‌فرستد و می‌گمارد از جلو و عقب رسول کمینی تا بداند که آنان رسالات پروردگارشان را ابلاغ کرده‌اند و او احاطه دارد به آنچه نزد رسولانست و عدد هر چیزی را شمار کرده است. پس رسول خدا مأمور است که آن اخبار غیبی را به مردم برساند چنانکه رسول خداr آن اخبار را از جبرئیل شنیده و به آن اخبار غیبی می‌شود و رسول و مردم هیچ کدام به غیب عالم نیستند بلکه گیرندة خبر غیب و مؤمن به آن می‌باشند.

مدّعیان علم غیب برای مخلوق فرق بین عالم به غیب و مؤمن به غیب نگذاشته و برای بالا بردن امام قرآن را تکذیب کرده‌اند و می‌گویند امام فرموده من عالم‌الغیب بغیر الاستقلالم و خدا عالم غیب بلااستقلال. ما جواب می‌دهیم که امام چنین نفرموده چرا تهمت به امام میزنند بلکه امام تابع قرآن است، و قرآن فرموده عالم غیبی جز خدا نیست، و ممکن نیست امام ضدّ قرآن بگوید. خدا در سورة نمل آیة 65 فرموده :

) @è% žw ÞOn=÷ètƒ `tB ’Îû ÏNºuq»yJ¡¡9$# ÇÚö‘F{$#ur |=ø‹tóø9$# žwÎ) ª!$# (     

                                                                     (نمل / 65)

«یعنی بگو کسانیکه در آسمانها وزمین می‌باشند غیب نمی‌دانند جز خدا، حتّی ملائکه علم غیب ندارند».

 

بیان عقیده شیعه :

خداوند خطاب‌ به‌ پيامبرش‌ است‌ مي‌ فرمايد: بگو اي‌ محمد اگر من‌علم‌ غيب‌ مي‌دانستم‌ خير زيادي‌ براي‌ خود مي‌خواستم‌ و بدي‌ به‌ من‌ نمي‌رسيد. (سوره‌ اعراف‌ آيه‌ 188)

اهل‌ سنت‌ گفته‌ خميني‌ در كتابش‌ الحكومة‌ الاسلامي‌ ص‌52 را، بشدت‌ مردود مي‌دانند. آنجا كه‌ مي‌گويد: امامان‌ ما داراي‌ آنچنان‌ مقام‌ والايي‌ هستند كه‌ هيچ‌ فرشته‌ مقرب‌ و هيچ‌ رسولي‌ به‌ آن‌ نمي‌رسد. آنها پيش‌ از آفرينش‌ جهان‌ نوربوده‌اند. يا گفته‌ كليني‌ در الكافي‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌402 بدين‌ مضمون‌ كه‌: به‌ اهل‌ بيت‌ علم‌ غيب‌ داده‌ شده‌ است‌ و امامان‌داراي‌ چنان‌ علمي‌ هستند كه‌ هيچ‌ فرشته‌ و يا رسولي‌ به‌ آن‌ دست‌ نخواهد يافت‌. حر آملي‌ در كتاب‌ الفصول‌ المهمة‌ في‌معرفة‌ الائمه‌، ص‌152 ادعا مي‌كند كه‌: دوازده‌ امام‌ كه‌ از اهل‌ بيت‌ پيامبر صلی الله علیه وسلم  هستند از انبياء و فرشتگان‌ والاترند.

عده‌اي‌ از علماي‌ شيعه‌ پيامبر اسلام‌ حضرت‌ محمد صلی الله علیه وسلم  را استثناء نموده‌اند. عده‌ ديگري‌ از ايشان‌، ديگر پيامبران‌ الوالعزم‌ (عيسي‌، موسي‌، نوح‌ و ابراهيم‌) را نيز مستثني‌ گردانده‌اند. در این مورد دلایل خود را بیان کنید

كليني‌ در الكافي‌، الاصول‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌261 از امام‌ جعفر صادق روايت‌ مي‌كند كه‌: آنچه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌ وآنچه‌ در بهشت‌ و جهنم‌ است‌ مي‌دانم‌ و از آنچه‌ شده‌ و خواهد شد آگاهم‌. و كليني‌ به‌ نقل‌ از ايشان‌ مي‌افزايد: اگر باموسي‌ و خضر هم‌ عصر بودم‌ به‌ آنها مي‌گفتم‌ كه‌ از ايشان‌ عالمترم‌ و به‌ آنچه‌ از آن‌ آگاه‌ نبودند آگاهشان‌ مي‌كردم‌.

اهل‌ سنت‌ تأكيد مي‌كنند كه‌ خود اهل‌ بيت‌ از چنين‌ زياده‌ رويهايي‌ خشنود نبوده‌ و علاوه‌ بر اين‌ ساير مسلمانان‌ بنابر آنچه‌از قرآن‌ كريم‌ و سنت‌ رسول‌ اكرم‌ صلی الله علیه وسلم  آموخته‌اند، چنين‌ افسانه‌ هايي‌ را نمي‌پذيرند.

تناقضهايي‌ كه‌ در كتب‌ شيعيان‌ موجود است‌ ما را از تلاش‌ براي‌ رد اين‌ مطالب‌ بي‌ نياز مي‌كند.

در كتاب‌ كافي‌ آمده‌ است‌ كه‌ امام‌ جعفر صادق علیه السلام  از كسانيكه‌ گمان‌ مي‌كرند ائمه‌ غيب‌ مي‌دانند اظهار شگفتي‌ نموده‌ وفرمودند كه‌ جز خداوند كسي‌ غيب‌ نمي‌داند، من‌ قصد تنبيه‌ فلان‌ كنيزم‌ را داشتم‌ ولي‌ او به‌ جايي‌ گريخت‌ كه‌ از آن‌اطلاعي‌ ندارم‌. (الكافي‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌257)

براي‌ نشان‌ دادن‌ غلو و زياده‌ رويهاي‌ شيعيان‌ بجاست‌ كه‌ فقط‌ نگاهي‌ به‌ فهرست‌ موضوعات‌ و برخي‌ عناوين‌ بخشهاي‌كتاب‌ كافي‌ بيندازيم‌.

باب‌ در مورد اينكه‌: ائمه‌ از تمام‌ علومي‌ كه‌ به‌ انبياء و ملائكه‌ داده‌ شده‌ است‌ برخوردارند.

باب‌ در مورد اينكه‌: ائمه‌ هر آنچه‌ پيش‌ آمده‌ و هر آنچه‌ پيش‌ خواهد آمد را مي‌دانسته‌اند و آنچه‌ را در گذشته‌ پيش‌ نيامده‌كه‌ در صورت‌ وقوع‌ ائمه‌ كيفيت‌ آن‌ را مي‌دانند و هيچ‌ چيز بر آنها پوشيده‌ نيست‌.

باب‌ در مورد اينكه‌: ائمه‌ زمان‌ مرگ‌ خود را مي‌دانند و نمي‌ميرند مگر با اراده‌ خود.

باب‌ در مورد اينكه‌: هنگاميكه‌ حكومت‌ در اختيار ائمه‌ باشد همچون‌ داوود علیه السلام  حكم‌ خواهند راند و در اخذ تصميم‌نيازي‌ بدليل‌ نخواهند داشت‌ و مورد مؤاخذه‌ قرار نمي‌گيرند.

باب‌ درمورد اينكه‌: قرآن‌ كامل‌ قرآني‌ است‌ كه‌ توسط‌ ائمه‌ جمع‌ آوري‌ شده‌ است‌.

(خميني‌ نيز ر كتابش‌ تحت‌ عنوان‌ حكومت‌ اسلامي‌ ص‌91 مي‌گويد: تعاليم‌ ائمه‌ همانند تعاليم‌ قرآن‌ است‌.)

باب‌ (فصل‌): هر چيزي‌ كه‌ در اختيار مدم‌ است‌ به‌ حق‌ نيست‌ مگر اينكه‌ از طرف‌ ائمه‌ باشد و اگر از طرف‌ ائمه‌ نباشدباطل‌ است‌.

باب‌ در مورد اينكه‌: تمام‌ زمين‌ متعلق‌ به‌ امام‌ است‌.

اين‌ همه‌ مبين‌ و بيانگر غلو و زياده‌ روي‌هاي‌ شيعيان‌ مي‌باشد. خدايتعالي‌ در قرآن‌ كريم‌ ما را به‌ التزام‌ به‌ عقيده‌اي‌ ميانه‌دعوت‌ مي‌كند و از مبالغه‌ و زياده‌ روي‌ در عقايد بر حذر مي‌دارد. از آنجائيكه‌ خطاب‌ به‌ اهل‌ كتاب‌ مي‌فرمايد: «يا اهل‌الكتاب‌ لا تغلوا في‌ دينكم‌ و لا تقولا علي‌ الله الا الحق‌» اي‌ اهل‌ كتاب‌ در دين‌ خود غلو و زياده‌ روي‌ نكنيد و درمورد خداوند از حق‌ نگذريد. (سوره‌ نساء آيه‌ 171)

همانگونه‌ كه‌ مي‌دانيد، اهل‌ كتاب‌ (يهود و نصاري‌) نيز در دين‌ از حد گذشتند و نصاري‌ معتقد به‌ عقيده‌ باطل‌ تثليت‌شدند و يهود اعتقاد داشتند كه‌ عزيز و مسيح‌ پسران‌ و ملائكه‌ دختران‌ خداوند هستند.

-------------------------------------

فکر کنم کافی باشه

اگر بحث علم غیب تمام شد پیغام بدید تا برگردم به بحث عصمت

در غیر این صورت دلایلتان را بیان کنید تا جواب دهم

 

لا اله الا اله ( هیچ معبو بر حقی نیست مگر الله ) ( و هیچ کس شایسته انواع عبادات  نیست مگر الله )

+ نوشته شده توسط یوسف (سنی) در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 0:21 |