تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی - بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِي لَا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ الَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لَا وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي بَطَنَ خَفِيَّاتِ الْأَمُوُرِ وَ دَلَّتْ عَلَيْهِ أَعْلَامُ الظُّهُورِ وَ امْتَنَعَ عَلَى عَيْنِ الْبَصِيرِ فَلَا عَيْنُ مَنْ لَمْ يَرَهُ تُنْكِرُهُ وَ لَا قَلْبُ مَنْ أَثْبَتَهُ يُبْصِرُهُ سَبَقَ فِي الْعُلُوِّ فَلَا شَيْ‏ءَ أَعْلَى مِنْهُ وَ قَرُبَ فِي الدُّنُوِّ فَلَا شَيْ‏ءَ أَقْرَبُ مِنْهُ فَلَا اسْتِعْلَاؤُهُ بَاعَدَهُ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْ خَلْقِهِ وَ لَا قُرْبُهُ سَاوَاهُمْ فِي الْمَكَانِ بِهِ لَمْ يُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ يَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ مَعْرِفَتِهِ فَهُوَ الَّذِي تَشْهَدُ لَهُ أَعْلَامُ الْوُجُودِ عَلَى إِقْرَارِ قَلْبِ ذِي الْجُحُودِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يَقُولُهُ الْمُشَبِّهُونَ بِهِ وَ الْجَاحِدُونَ لَهُ عُلُوّاً كَبِيراً .

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالًا فَيَكُونَ أَوَّلًا قَبْلَ أَنْ يَكُونَ آخِراً وَ يَكُونَ ظَاهِراً قَبْلَ أَنْ يَكُونَ بَاطِناً كُلُّ مُسَمًّى بِالْوَحْدَةِ غَيْرَهُ قَلِيلٌ وَ كُلُّ عَزِيزٍ غَيْرَهُ ذَلِيلٌ وَ كُلُّ قَوِيٍّ غَيْرَهُ ضَعِيفٌ وَ كُلُّ مَالِكٍ غَيْرَهُ مَمْلُوكٌ وَ كُلُّ عَالِمٍ غَيْرَهُ مُتَعَلِّمٌ وَ كُلُّ قَادِرٍ غَيْرَهُ يَقْدِرُ وَ يَعْجَزُ وَ كُلُّ سَمِيعٍ غَيْرَهُ يَصَمُّ عَنْ لَطِيفِ الْأَصْوَاتِ وَ يُصِمُّهُ كَبِيرُهَا وَ يَذْهَبُ عَنْهُ مَا بَعُدَ مِنْهَا وَ كُلُّ بَصِيرٍ غَيْرَهُ يَعْمَى عَنْ خَفِيِّ الْأَلْوَانِ وَ لَطِيفِ الْأَجْسَامِ وَ كُلُّ ظَاهِرٍ غَيْرَهُ بَاطِنٌ وَ كُلُّ بَاطِنٍ غَيْرَهُ غَيْرُ ظَاهِرٍ

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلَا بِحَوْلِهِ وَ دَنَا بِطَوْلِهِ مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ وَ كَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلًا بَادِياً وَ أَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هَادِياً وَ أَسْتَعِينُهُ قَاهِراً قَادِراً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ كَافِياً نَاصِراً وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً ( صلى الله عليه وآله ) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ وَ تَقْدِيمِ نُذُرِهِ

اما بعد ؛

به حول و قوه ی خداوند منان این بنده ی حقیر توفیق پیدا کردم که در ماه های مبارک شعبان و رجب به زیارت خانه ی خدا و رسول خدا و حضرت فاطمه ی زهرا و ائمه ی بقیع و صحابه ی مکرم رسول خدا مشرف شوم . از خداوند متعال می خواهم که توفیق زیارت این مشاهد مشرفه و نورانی را به تمام علاقمندان عنایت فرماید.

در طول این سفر با مسائل گوناگون و مختلفی روبرو شدم و خاطرات و تجربیات زیادی را بدست آوردم که قصد دارم آن قسمتی از آنها را که به بحث شیعه و سنی و وبلاگ ما مربوط می شود را در اینجا بیاورم.امیدوارم این خاطرت و نکته هایی که از سفر ذکر می کنم باعث تامل دوستان و تذکار آنها شود.

1- از زشتترین صحنه هایی که غالبا زوار با آن مواجه می شوند ، برخورد بسیار بد و خلاف ادب و وحشیانه و خشن وهابی ها است . این آقایان گویا حرمین شریفین را که متعلق به تمام مسلمین است را ملک طلق خودشان می دانند و بسیار بد با زوار بخصوص زوار شیعی برخورد می کنند .

2- در این سفر دو بار بنده از طرف روحانیون وهابی که در بقیع هستند تهدید شدم  و ضمنا روحانی کاروان را هم به جرم اینکه مشغول توضیح وضعیت مسجد النبی بود و اجتماع تشکیل داده بود بازداشت کردند . در ضمن یکی از افراد کاروان را هم یک شب بازداشت کردند.

3- در یک جلسه که با روحانی کاروان داشتیم ایشان به ما تذکر دادند که یکی از شگرد های وهابی ها این است که خصوصا شیعیانی را که در حال طواف هستند را بهانه ی اینکه به زنان مردم نظر بد می کنند بازداشت می کنند و از ما خواستند که از این جهت مراقب باشیم. جالب است که ظاهرا یک روز بعد از آن بود که یکی از اعضای کاروان در کنار خانه ی کعبه بوسیله ی مامورین وهابی بازداشت شد. جرم او هم انطوری که شنیدم این بوده که به زنان مردم نگاه بد می کرده است. خیلی جالب است. یک فرد صدها کیلومتر را تا مکه طی کند و چند صد هزار تومان هزینه کند و 15 روز به خودش زحمت بدهد و بیاید مکه و در کنار کعبه و خانه ی خدا نگاه شهوت آلود به مردم کند؟ کدام عاقلی چنین چیزی را باور می کند؟ این نوع برخورد ها هدفی جز ایجاد فضای رعب و وحشت برای شیعیان نیست.

4- کفار وهابی از تبرک جستن به خود خانه ی کعبه و پرده های آن و مقام ابراهیم و ضریح رسول خدا و قبور ائمه ی بقیع و در و دیوار مسجد جلوگیری می کردند و افرادی را که مبادرت به انجام این عمل می کردند را با القابی مانند مشرک و خرافاتی و ... می خواندند. اما نکته ی جالب این بود که من از دو نفر شنیدم که می گفتند ما به چشم خودمان دیدیم که خود وهابی ها بعد از نماز به بدن و لباس امام جماعت مسجد الحرام تبرک می جستند و بر سر و روی او می کشیدند !!!

5- بار ها از وهابیان و آخوندهای آنها در بقیع شنیدیم که می گفتند مرده ها دیگر چیزی نمی شوند و مرده اند و شما که آنها را می خوانید مشرک هستید . اما جالب این بود که بالای مزار رسول خدا این آیه را نوشته بودند :
( لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی ) به خاطر همین اگر شیعیان گاهی صدای خودشان را بلند کنند و یا بخواهند صلواتی را بفرستند آنها ممانعت می کنند و دلیلشان هم این است که انسان نباید صدایش را نزد پیامبر بالا ببرد . ای کاش یکی از این نادانان و جهال می پرسید که مگر شما نبودید که می گفتید که پیامبر مرده ای بیش نیست و نمی شنود و صدا زدن مرده ها شرک است ؟!! عجب روزگاری شده ! در کنار قبر پیامبر که می رویم ایشان می شنوند و زنده هستند اما چند صد متر آنطرف تر ایشان را می کشند و کر می کنند. معاذ الله

6- از یکی از مبلغان وهابی در کنار بقیع پرسیدم که مگر شما نمی گویید که مشرکان نجس هستند ؟ گفت که بله همینطور است. گفتم مگر نه اینکه اعمالی نظیر توسل و سجده بر مهر و استشفاع و تبرک و زیارت قبور و .... از نظر شما شرک است و مگر نه اینکه ما شیعیان تمام این کارها را انجام می دهید. گفت : آری . گفتم : با این حساب شیعیان ایران و لبنان و عراق همگی از نظر شما مشرک و نیز نجس هستند . حالا سوال من این است که با وجود اینکه قران ورود مشرکان و و نجس کردن مسجد الحرام را حرام اعلام کرده است پس شما چرا شعیان نجس را در مسجد الحرام راه می دهید؟
این سوال را که از وی پرسیدم چنان مبهوت شد که آیه ی شریفه ی (فبهت الذی کفر) را تداعی می کرد. ضمنا بعد از این سوال ، این مبلغ وهابی به من هشدار داد  که مواظب باش زیرا عاقبت این سوالات زندان است!!!!

7- به یکی از مبلغان وهابی گفتم که چه فرقی هست بین توسل به دعای زنده و توسل به دعای مرده ؟ مگر نه اینکه پسران حضرت یعقوب متوسل به دعای پدرانشان شدند؟ اگر این توسل شرکنباشد پس توسل به دعای مرده هم شرک نیست . زیرا اصل اساسی در توسل این است که برای خدا شریک قرار داده شود. حالا فرقی نمی کند که این شریک پیامبر باشد یا امام و زنده باشد یا مرده . به هر حال (ما سوی الله) است . چرا شما توسل پسران یعقوب به پدرانشان و توسل عمر به دعای عموی پیغمبر را شرک نمی دانید اما توسل به دعای مرده را شرک می دانید؟ فوقش می توانید بگویید که توسل به مرده نفعی ندارد اما به هیچ وجه نمی توانید ادعا کنید که شرک است.
اما ذدر مقابل این سوال من ، مبلغ وهابی گفت که من دیگر با تو صحبت نمی کنم و به گوشه ی دیگری رفت و اصلا دیگر هرچقدر او را صدا زدم نمی آمد. حتی با صدای بلند هم به عربی و هم به فارسی به او گفتم که چرا فرار می کنی ؟ اما باز هم برای جواب دادن نیامد !!!

8- مسئله ی مهم دیگری که مورد توجهم قرار گرفت سهل انگاری خدام وهابی مسجد الحرام در تطهیر مسجد بود. در حالیکه قسمتی از مسجدالحرام به علت خونریزی یکی از حاجی ها به شدت خون آلود شده بود اما این مدعیان توید ، اصلا در صدد تطهیر آن بر نمی آمدند و خود ان حاجی مجبور شد با دستمال آن را پاک کند !!!
9- در حالیکه پیامبر اکرم سفارش فرموده اند که نماز را نباید زیاد طول داد و باید مراعات اضعف مردم را کرد اما مشاهده می کنیم که امام جماعت مسجد الحرام که گویا خیلی از صوت خودش لذت می برد و کیف می کرد شاید حدود نیم ساعت نماز دو رکعتی صبح را طول می داد و سوره های بلند و بعضا آیه های سجده دار  می خواند .

10- در کنار خانه ی حضرت زهرا با یک سنی مشغول صحبت شدم که اهل جده بود . وقتی از او سوال کردم که توسل و زیارت و ... چه اشکالی دارد که شما اینقدر ما را به شرک متهم می کنید جواب داد : بنده سنی هستم نه وهابی و کار این وهابی را هم قبول ندارم و گفت که در عربستان همه ی مردم عقاید وهابیت را قبول ندارند و حتی می گفت که بنده خودم هم توسلات انجام می دهم و هم به زیارت می روم و ضمنا گفت که دوست دارم به زیارت عتبات عالیات در عراق بروم. (قابل توجه خانم امه الله که اصرار دارند که وهابی ها از سنی ها جدا نیستند)

  

خداوندا به حق پیامبر و اولیائت حرمین شرفین را از رجس و نجاست وهابیت پاک و تطهیر بفرما و خذلان و خواری و لعنت خودت را بر مغرضانشان فرود بیاور و انتقام اهل بیت را از ظالمین به آنها و در این زمان از وهابیت و آل سعود بگیر .

(از آقای عبدالله می خواهم که اگر اماده ی ادامه ی بحث هستند اعلام کنند)

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 20:42 |