الحمد لله وحده و الصلاة و السلام على من لا نبي بعده ...
برادر محترم يوسف ( بارك الله فيه ) موضوع عصمت را خيلى خوب دو باره آغاز كردند.
اين موضوع توسط برادر محترم فاروق ( حفظه الله ) در مناظره ى قبلى نيز به خوبى به بحث كشيده شده بود .
عصمت مطلق بلاشك خاص به الله تعالى مى باشد .
در ذات مقدس الله تعالى نه خطا و نه غفلت وجود دارد.
و اوست كه مى فرمايد:
...لا تأخذه سنةٌ و لا نوم ... - سورة البقرة -الآية ۲۵۵
نه او را غفلتى مي گيرد و نه خواب ...
قال علمها عند ربي في كتابٍ لا يضل ربي و لا ينسى . سورة طه - الآية ۵۲
گفت علم آن نزد پروردگارم است در كتابى ، پروردگارم نه اشتباه مى كند و نه فراموشى به او راه مى يابد.
و اما بشر به حكم محدوديت فيزيكى اش ، خطا و غفلت و خواب در او راه مى يابد.
و انبياء و رسولان الهى عليهم السلام در ابلاغ رسالت الهى مورد اشراف و حفاظتى خاص بودند و اينست كه خداوند در اثبات اين امر مى فرمايد:
ما ضل صاحبكم و ما غوى .
و ما ينطق عن الهوى .
إن هو الا وحىٌ يوحى ..
علمه شديد القوى .
سورة النجم ـ الآية ۲-۵
و اين آيه در حقيقت اثباتى ست كه انسان امكان خطايش است و بهمين سبب وجود ملائكه ى وحى ( جبريل عليه السلام ) در اين امر ضرورى ست.
انبياء از جنس همين بشر بودند و آيينى از سوى خداوند آوردند كه خود قادر به عمل بدان بودند تا انسانها يقيناً بدانند كه آيين الهى قابل عمل است و الا همانطور كه برادر يوسف شرح دادند ، مردم اعتراض مى آوردند كه ما را چه به آيين انبياء!!
اما مطلبى كه مرا به نوشتن واداشت اين جمله ى آقاى شيعه بود:
(( ضمنا اگر احادیث صحیحی دارید که ثابت کند این آیه در باره ی زنان است لطفا بفرمایید.هرچند که این احادیث به خاطر تضادش با قران قابل اعتنا نیست. نقل قول از آقاى شيعه هدانا الله و اياه ))
واقعاً بايستى از ايشان تشكر كنم يا سخن آنان را بهتر شرح دهم!
بله برادر محترم
هر حديثى كه با كتاب الله در تضاد باشد مردود است.
و بلاشك اعتقاد شما مبنى بر اخراج زنان رسول الله از آيه ى تطهير متضاد با قرآن كريم است.
به هر حال مى بايست به اين حقيقت تأكيدشود كه كتاب جاويد خدايمان قرآن سرمشق اوليه ى ماست.
متأسفانه بسيارى از مسلمانان ( أعم از سني و شيعي ) دو مصدر شريعت ( كتاب الله و سنت رسول الله )را بصورتى توصيف و بيان مى دارند به گونه اى كه فراموش مى شود كه قرآن كريم مهم ترين و سنگين ترين سنت و روش زندگى جناب رسول الله صلى الله عليه و سلم بوده است.
و اينست كه تمامى احاديث و روايات منقول از جناب رسول الله فقط در سايه ى موافقتش با رسالت آسمانى ايشان ( سخنان وحى = قرآن ) قابل قبول مى باشد زيرا رسول الله براى ابلاغ اين كتاب آسمانى ( قرآن ) بسوى مردمان فرستاده شده است نه براى نقض و تغيير سخنان وحى !
آقاى شيعه با ذكر احاديث ضعيف و جعلى يا تعبير خاطئ از آنان ، قرآن را نقض و رد مى كند !
و متأسفانه اين عمل آنقدر برايشان زيبا جلوه داده شده كه موجب تحسين و تشكر مهمانان تشيع شده است!
در نوشته ى بعدى إن شاءالله به تك تك ايرادهاى آقاى تشيع جوابى خواهم نوشت.
اللهم اهدنا و اهد بنا
