تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی - جمع بندی کلی از مباحث مربوط به آیه ی تطهیر : ( قسمت های 1+2+3+ اضافات )

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دلائل قرآنی :


1- تغییر خطاب از مونث به مذکر : در آیه ی تطهیر خطابها از مونث به مذکر تغییر کرده است . اگر منظور از اهل البیت در آیه ی تطهیر زنان رسول خدا بود، بایستی از ضمیر جمع مونث استفاه می شد. لازم به ذکر است که استفاده از ضمیر مذکر در اینجا از نظر قواعد عربی جائز بلکه اگر قول اهل سنت را بپذیریم واجب است. زمخشری درباره ی
 واژه ی (اهل) می گوید: یذکر او یونث ( هم مذکر می تواند استعمال شود و هم مونث) . ذهبی هم در کتابش تصریح می کند که اجماع مفسران بر این است که چون ضمیر در اینجا تغییر کرده پس اهل البیت زنان نمی توانند باشند و اهل البیت همان اهل کسا هستند: ( أكثر المفسرين على أنها نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين ، لتذكير ضمير ( عنكم ) وما بعده )

همانطور که در ذیل مشاهده می کنید در قبل و بعد از آیه ی تطهیر 12 بار از خطاب جمع مونث استفاده شده است. اما چطور شده که ناگهان ضمائر مونث به مذکر تبدیل شده ؟ اگر این همه شواهد را در کنار آنهمه احادیث کسا بگذاریم آیا نتیجه نمی گیریم که اهل البیت در این آیه اهل کسا هستند و نه زنان ؟


 

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ
 قُلْنَ قَوْلًا
مَعْرُوفًا وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى
وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ
آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
 إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ
لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا
وَ اذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي
بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا

 


2- اشاره به بیت معهود در آیه ی تطهیر : در آیه تطهیر با اینکه قبل و بعدش هرجا سخن از خانه های پیامبر شده است از لفظ جمع استفاده شده است ، اما در اینجا از البیت استفاده شده که به معنای یک خانه ی معهود و خاص از میان آن خانه ها است.پس چیزی که مسلم است این است که همه ی زنان پیامبر مشمول این آیه نیستند.زیرا اگر بودند بایستی از بیوت استفاده می شد که هم وحدت سیاق مورد ادعای اهل سنت تامین شود و هم اینکه از نظر معنا ، بر همه ی خانه ها دلالت کند .

در ضمن خود آقای عبدالله قبلا اعتراف کرده بودند که البیت در اینجا عهد ذهنی است زیرا پیامبر می دانسته که در یک خانه ی خاص است و خداوند هم به همان بیت معهود اشاره کرده است.حالا چطور است که ادعا می کنید که منظور از آیه تطهیر همه ی زنان هستند ، در حالیکه زنان در خانه ی های دیگری هم بوده اند و همگی آنها در آن خانه جمع نبوده اند ؟

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَ أَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَ آَتِينَ الزَّكَاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (الأحزاب/33   وَ اذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا

 

3- دلالت آیه ی تطهیر بر عصمت است و زنان معصوم نبوده اند :  آیه ی تطهیر دو چیز را بیان می کند که در مجموع به معنای عصمت است . اول اینکه اهل البیت از تمامی ناپاکی ها بدور هستند (یذهب عنکم الرجس) و دوم اینکه آنها کاملا و مطلقا از تمامی ناپاکی ها تطهیر شده اند (یطهرکم تطهیرا = در عربی به این ترکیب ، مفعول مطلق نوعی می گویند) .دو بار تاکید بر یک مطلب ، اهمیت موضوع را می رساند و اینکه این مقام ، یک مقام خاص و ویژه ای است و از سنخ تطهیر های معمولی نیست. گاهی ممکن است انسان از گناهان کبیره پاک و مطهر باشد اما گناهان صغیره را غفلتا انجام بدهد. این مقام اگرچه بالا و خوب است اما تنها دلالت بر عدالت شخص دارد نه عصمت او از تمامی ارجاس و تطهیر مطلق وی . عدالت مسئله ای نیست که منحصر به افراد خاصی باشد یا آنچنان مقام با ارزشی باشد که خداوند اینهمه تاکیدات بر آن اعمال کند. در این آیه تاکید زیادی شده است که اهل البیت از تمامی ناپاکی ها مبرا هستند و این چیزی نیست جز عصمت . حال با اینکه می دانیم زنان پیامبر معصوم نبوده اند چطور می توانیم حکم به شمولیت آیه درباره ی آنها دهیم ؟

تازه بر فرض محال هم که این آیه فقط گناهان کبیره را در نظر داشته باشد آیا می توان گفت زنان پیامبر از گناهان کبیره پاک و مطهر بوده اند؟ زنانی که بعضی از آنها مدتی از عمرشان را در کفر سپری کرده اند و بعضی از آنان به محاربه و جنگ با اولی الامر زمانشان پرداخته اند و باعث قتل عام دهها هزار نفر شده اند . مگر خداوند در قرآن اطاعت از اولو الامر را در کنار اطاعت از خودش ننهاده و مگر نه اینکه اهل سنت این آیه را اینطور تفسیر می کنند که اطاعت از حاکم زمان واجب است ولو معصوم نباشد؟ آیا محاربه با حضرت علی و قتل هزاران نفر چیزی است که بتوان آنرا با ماست مالی کردن و توجیهات واهی حل کرد؟ افلا تعقلون؟
مسئله ی دیگری که باید توجه به آن کرد این است که خداوند با اینکه خیلی از حضرت مریم تجلیل و تکریم بعمل آورده است او را فقط به لفظ (طهرک) توصیف کرده است: ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نساء العالمین . اما در آیه ی تطهیر ، اهل کسا را با عبارت (یطهرکم تطهیرا ) توصیف می کند. تازه به همین هم اکتفا نمی کند و قبل از آن باز همین معنا را با عبارت (لیذهب عنکم الرجس) موکد می نماید .

بعضی خیال می کنند که این معنا از اختراعات و بدعت های شیعه است ، درحالیکه حتی در بین اهل سنت هم کسانی هستند که ناخواسته به این معنا اشاره کرده اند و این آیه را دال بر عصمت اهل البیت از تمام گناهان دانسته اند . به موارد زیر توجه کنید :

الف)  زمخشري مي گويد: خداوند از گناهان کنايه به رجس تعبير نموده و از تقوي به طهر چنان که بدن با نجاسات آلوده مي شود درون با گناهان آلوده مي شود ... در پايان مي گويد آيه مثال زن هاي پيامبر هم مي شود!! (زمخشري، الکشاف، بيروت، چاپ سوم، ج 3، ص 538)

**توضیح : جناب زمخشری در ابتدا این آیه را به تطهیر اهل البیت از گناهان معنا کرده است و بعدا زنهای پیامبر را هم داخل آن کرده است. غافل از اینکه با تفسیری که ایشان از این آیه کرده اند خود به خود زنان پیامبر از شمولیت آیه خارج شده اند(زیرا معصوم نیستند) و در واقع خودشان جمله ی اخر کلامشان را باطل نموده اند.

ب) ابن حجر هيثمي (با همه تعصبي که دارد) مي گويد: «اين آيه منبع فضائل اهل بيت نبوي است براي اين که حاوي درخشان ترين مناقب ايشان و شامل توجه به شأن (رفيع) آنان است، چرا که با لفظ «انما» آغاز مي گردد و «انما» افاده حصر مي کند درباره اراده خداي متعال در منزه نمودن آنان از رجس و رجس نيز همان گناه است اين آيه هم چنين بيانگر اراده خداوند در تطهير اهل بيت از جميع خصوصيات اخلاقي و احوال مذموم است و اين که در بعضي از طرق نقل شده که آتش و جهنم بر آنان حرام است همان فايده اين تطهير است مي باشد. (ابن حجر هيثمي، الصواعق، بيروت، دار الکتب العلميه، 1414 ه ق، ص 223)

**توضیح : همانطور که می بینید جناب ابن حجر آیه ی تطهیر را به عصمت اهل البیت از گناهان و نیز تطهیر آنان از رذائل اخلاقی معنا کرده اند. ایشان ناخود آگاه ، زنان پیامبر را از دائره ی اهل البیت خارج نموده اند . زیرا مسلم است که زنانی که بعضی از آنها قسمتی از عمرشان را در کفر گذرانده اند و هیچ کس هم به عصمت آنها تصریح نکرده است نمی توانند از تمام گناهان مبرا بوده باشند و نیز تمام فضائل اخلاقی را دارا باشند.

 

*جدید*  4- انحصار اذهاب رجس در اهل البیت : آیه ی تطهیر با انما شروع شده است و انما یکی از قویترین ادات حصر در زبان عربی است و این مسئله بقدری واضح است که انکار آن بیشتر به یک شوخی شبیه است تا بحث علمی. به دلیل حصر بودن انما ، نتیجه گرفته می شود که مدلول آیه یعنی اذهاب رجس و تطهیر مطلق منحصر در افراد خاصی شده است و نه همه ی افراد. از طرفی می دانیم که اگر به قول اهل سنت این اذهاب رجس تنها مربوط به گناهان کبیره باشد نمی تواند منحصر در زنان پیامبر باشد. آیا می توان گفت که از بین تمام صحابه ، تنها زنان پیامبر مبرا از گناهان کبیره بوده اند و یا عادل بوده اند ؟ خیر . از اینجا معلوم می شود که این اذهاب تمام ارجاس و تطهیری که در آیه ی مذکور بیان شده است مقامی بسیار بالا و برین است که تنها منحصر در افراد خاصی می باشد. این مقام والا همانطوری که شواهد بسیاری نیز آنرا تایید می کند همان مقام عصمت و تطهیر مطلق است.

سوال: اگر انما به معنای حصر است پس چرا در آیه ی ( انما حرم علیکم المیته و الدم...) از ادات حصر استفاده شده است با اینکه می دانیم محرمات منحصر به این موارد نیست.

جواب: این آیه تنها نیست . بلکه آیات دیگری نیز از این قبیل وجود دارد . مسئله ی مهمی و ظریفی که در اینجا وجود دارد و متاسفانه بعضی دوستان اهل سنت بخاطر کم اطلاعیشان از ادبیات عربی در آن دچار اشتباه می شوند این است که : حصر در این آیات در محدوده ی شرایط خودش حصر است و نه بطور مطلق. به عبارتی حصر مذکور اضافی است و نه نفسی . تعبیر یاد شده در این آیه در مقابل گفته ی کسانی بوده است که بعضی از چهارپایان را حرام کردند : (ثمانیه ازواج من الضان اثنین و من المعز اثنین ....  و من الابل اثنین و من البقر اثنین قل الذاکرین حرم الاثنین اما اشتملت علیه ارحام الانثیین ...قل لا اجد ما اوحی الی محرما علی طاعم یطعمه الا ان یکون میته او دما مسفوحا او لحم خنزیر فانه رجس او فسقا اهل لغیر الله )

بنابراین راز حصر محرمات در این نوع آیات در قسمتی خاص از ماکولات ، یعنی حیوانات یاد شده، طرد بدعت تحریم کفار جاهلیت نسبت به گوشت گونه های از حیوانات است و چنین حصری که در برابر تحریم دیگران قرار گیرد و بیانگر این باشد که در میان حیوانات حرام گوشت به جز این موارد ، محرم دیگری نیست ، حصر اضافی است.

مطلب دیگر این است که معنای این آیات حتی بر فرض مطلق بودن حصر آنها ، به ویژه به قرینه ی مکی بودن برخی از آنها مانند آیه 145 سوره ی انعام ، این است که تاکنون از طریق وحی بیش از این امور چیزی تحریم نشده است.این بیان امکان تحریم امور دیگر را در آینده نفی نمی کند . شاهد مطلب آن است که در سوره ی مائده که مدنی است و پس از سوره ی انعام که مکی است و حتی بعد از سوره ی بقره که نزول آن در اوایل ورود پیامبر به مدینه بوده است ، نازل شده است ، امور دیگری نیز به عنوان توسعه ی موضوع میته تحریم شده است : ( حرمت علیکم المیته و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل لغیر الله به و المنخنقه و الموقوذه و المتردیه و النطیحه و ما اکل السبع الا ما ذکیتم و ما ذبح علی النصب)

البته در باره اینچنین حصرها مطالب دیگری هم وجود دارد که به علت اختصار صرف نظر می کنم.

علی ای حال نتیجه این می شود که مدلول آیه منحصر در افراد خاصی است و لذا اذهاب رجس و تطهیر تنها ناظر به عصمت مطلق اهل کسا است و نه عدالت زنان. زیرا عدالت منحصر به آنها نیست. در ضمن ادعای اهل سنت بر اینکه پیامبر آیه ی تطهیر را با دعا کردن خواسته اند شامل دیگران هم بکنند باطل است. آن دعا در واقع  درخواست استمرار فیض الهی بوده است کما اینکه پیامبر همیشه در نماز اهدنا الصراط المستقیم می گفته اند.

(یادم نمی رود که وقتی داشتم با یک سنی عرب درباره ی آیه ی تطهیر صحبت می کردم او هم همین حرفهای شما را می زد ،اما تا به او یادآوری کردم که انما از ادات حصر است ساکت شد و گفت که باید از علمایمان در این باره سوال کنم!)

 

5- استطراد در آیه ی تطهیر و لام تعلیل : جهت اطلاع خانم هدایت که اینقدر لام تعلیل را در بوق و کرنا کرده اند عرض می کنم که عین سوال شما را قبلا آقای عبدالله پرسیده بودند و من جواب داده بودم. بهتر بود به جای تهمت زدن به بنده که از جواب طفره می روم ، به خودتان زحمت می دادید و جواب را در آرشیو ملاحظه می کردید. اکنون من همان سوال و جواب را با اضافاتی دوباره می آورم:
حرف
لام در «ليذهب» لام تعليل است. يعني هر چه بعد از آن مي‌آيد علت بياناتي است كه قبل از آن آمده است...!درواقع معناي آيه اين است: [خداوند فقط ميخواهد تا بزدايد رجس و پليدي را از شما اهل بيت...]به كلمه‌ي « تا » توجه كنيد. اين كلمه‌ي « تا » درواقع بايد در جمله باشد ولي بخاطر روان بودن معناي آيه حذف ميگردد.به عبارت ديگر مفهوم آيه اينچنين است: [خداوند به شما اين اوامر و نواهي را كرده تا رجس و پليدي را از شما بزدايد.]ما نميتوانيم اين « لام » را در « ليذهب » نديده بگيريم...! براي گفته‌ي خويش آيات مشابه هم دارم (برخلاف عقيده‌ي آقاي شيعه نسبت به استطراد كه حتي يك آيه‌ي مشابه نتوانستند پيدا كنند!!!)


6- خداوند در قران از زنان پیامبر با تعابیر دیگری یاد کرده است :

 

استطراد چیست ؟

هو تخلل الجملة الأجنبية بين الكلام المتناسق ، أي أن يبدأ المتكلم في موضوع ثم يخرج منه إلى موضوع آخر ثم ترجع إلى موضوع الأول بعد أن خرج منه وقد يكون ذلك بقصد تبيان شئ له علاقة في الموضوع أو لتقريب المعنى أو لتلميح لشئ آخر.الاستطراد عند البلغاء هو أن يُذكر عند سوق الكلام لغرض ما يكون له نوع تعلّق به ، ولا يكون السّوق لأجله
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید:

اعلم أن من أنواع علم البيان نوعا يسمى الاستطراد و قد يسمى الالتفات و هو من جنس التخلص و شبيه به إلا أن الاستطراد هو أن تخرج بعد أن تمهد ما تريد أن تمهده إلى الأمر الذي تروم ذكره فتذكره و كأنك غير قاصد لذكره بالذات بل قد حصل و وقع ذكره بالعرض عن غير قصد ثم تدعه و تتركه و تعود إلى الأمر الذي كنت في تمهيده كالمقبل عليه و كالملغى عما استطردت بذكره . في الاستطراد تمر على ذكر الأمر الذي استطردت به مرورا كالبرق الخاطف ثم تتركه و تنساه و تعود إلى ما كنت فيه كأنك لم تقصد قصد ذاك و إنما عرض عروضا.

ابن رشیق در کتابش العمده می نویسد:  هو: أن يرى الشاعر أنه في وصف شيء وهو إنما يريد غيره، فإن قطع أو رجع إلى ما كان فيه فذلك استطراد، وإن تمادى فذلك خروج، وأكثر الناس يسمي الجميع استطراداً، والصواب ما بينته
استطراد در شعرهای و کلمات بلغا و فصحای عرب بسیار بکار می رود

لام تعلیل

. لام در آیه ی تطهیر لام تعلیل است . اما این که دقیقا حرف من را اثبات می کند و دقیقا حرف شما را نقض می کند !! خداوند زنانی را که مربوط به چندین خانه هستند و قبلا برای آنها از لفظ بیوت استفاده کرده است را امر و نهی می کند تا فقط اهل یکی از این  خانه ها پاک و مطهر شود؟!! بله ، اگر گفته بود که لیذهب عنکن الرجس اهل البیوت و یطهرکن تطهیرا حرف شما درست بود. اما خداوند نفرموده است که اهل خانه های مشخص را می خواهم پاک کنم بلکه فرموده است که اهل یک خانه ی مشخص .

این لام تعلیل دقیقا همان مطلبی را که قول از علامه شرف الدین نقل کردم می خواهد بیان کند ، یعنی :

[ ... و آيۀ تطهير از اين‌ قرار است‌ كه‌ در ميان‌ آيات‌ نِساءُ النَّبيّ بطور استطراد آمده‌ است‌. و فائدۀ استطراد در اينجا آنست‌ كه‌: خطاب‌ خداوند به‌ آن‌ زنان‌، با آن‌ اوامر و نواهي‌ و نصائح‌ و آداب‌ جهتي‌ ندارد مگر عنايت‌ خداوند تعالي‌ به‌ اهل‌ بيت‌ (يعني‌ خمسۀ طيّبه‌) براي‌ آنكه‌ سرزنش‌ و ملامتي‌ ـ گرچه‌ از ناحيۀ زنان‌ پيغمبر باشد ـ بر آنان‌ نرسد؛ يا آنكه‌ به‌ اهل‌ بيت‌ ـگرچه‌ بواسطۀ زنان‌ پيغمبر باشد ـ عار و ننگي‌ نسبت‌ داده‌ نشود؛ و يا از ناحيۀ منافقين‌ عليه‌ آنان‌ ـ گر چه‌ به‌ سبب‌ زنان‌ پيغمبر باشد ـ ايرادي‌ و حجّتي‌ قائم‌ نشود. اين‌ نكته ی شريفه‌اي‌ است كه‌ بواسطۀ آن‌، بلاغت‌ قرآن‌ حكيم‌، و كمال‌ اعجاز ذكرِ باهر و گفتار حضرت‌ حقّ مشهود است‌ ]

6- شان نزول آیه ی تطهیر قضیه ی کسا است: یکی از بهترین روشهایی که می توانیم برای یافتن مشمولین اهل البیت استفاده کنیم این است که ببینیم این آیه شان نزول آیه ی تطهیر چه بوده است؟ باید ببینیم این آیه در پی چه اتفاقی نازل شده است ؟ در مورد چه کسانی نازل شده است ؟
به جز چند نفر انگشت شمار مثل عکرمه و ... که حتی نزد خود اهل سنت هم مطرود هستند تقریبا همه ی علمای شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که اولا: نزول آیه ی تطهیر ربطی به نزول آیات قبل و بعدش نداشته است و در زمانهای جداگانه ای بوده است . ثانیا: آیه ی تطهیر در پی قضیه ی پوشاندن اهل کسا توسط عبای پیامبر نازل کرده است . ثالثا : آیه ی تطهیر به هیچ وجه درباره ی قضیه ای که به نحوی مربوط به زنان باشد نازل نگردیده است.
ای عاقلان عالم ! ای فهیمان عالم ! ای منصفان عالم ! ای اهل عالم ! ای اهل سنت ! ای کسانی که به فکر سعادت ابدی خود هستید ! ای کسانی که معتقد به قیامت و آخرت و بهشت و جهنم و حساب و کتاب هستید ! ای کسانی که به روز حساب و یوم الحسرت یقین دارید ! شما قضاوت کنید : پیامبر در خانه ای همراه علی و فاطمه و حسن و حسین نشسته است. ناگهان آنها را کنار هم جمع می کند و همگی زیر عبای پیامبر می روند. بعد از این کار یا قبل از آن آیه ی تطهیر نازل می شود و سپس پیامبر افراد زیر آن کسا را با لقب اهل البیت مخاطب می کند و برای آنها دعا می کند بعد از آن هم بارها و بارها به در خانه ی اهل کسا می روند و دست بر دو طرف در خانه می گذارند و آنها را به نماز فرا می خوانند و سپس بلافاصله آیه ی تطهیر را می خوانند.
از طرف دیگر می بینیم که این واقعه را نه تنها علمای شیعه بلکه بسیاری از علمای اهل سنت نیز تایید کرده اند  و حتی متعصب ترین آنها مانند ابن تیمیه و نیز ،  ذهبی ، مسلم ، ترمزی ، حاکم نیشابوری و ... هم صریحا به صحت حدیث کسا تصریح نموده اند. خوب وقتی آیه ی تطهیر در پی قضیه ی کسا نازل می شود و اینهمه دلیل بر صحت این حدیث و نازل شدن آیه ی تطهیر با این شان نزول داریم ، پس چرا در برابر فرمان خداوند و رسول خدا اینقدر عناد می ورزید و مقاومت می کنید؟ قیامتی هم هست . قبر و فشار قبری هم هست . حساب و کتابی هم هست....

 دلائل روایی :

1- حدیث کسا :  حديث كساء از مسلمات و متواترات است كه بيش از ۷۰ روايت كه بيشتر آنها از طريق اهل سنت است و نزديك به ۴۰سند متصل دارد  !! اين قضيه در كتب بزرگان  فن حديث و تفسير و تاريخ و كتب فضائل و مناقب با بسيارى از سندهاى صحيح و حسن و موثق ضبط و ثبت‏شده است . و براى هر كس كه فى الجمله اطلاع بر كتب اخبار داشته باشد جاى ترديد و شبهه نمى‏ماند كه اين مزيت و شرافت كه مقام عصمت است طبق اين روايات قطعيه انحصار به حضرت رسول خدا و امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام دارد، زيرا شواهد و قرائن قوليه و عمليه از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به قدرى است كه هر خبير و بصيرى را بر اين امر واقف و از مرحله شك و ظن و احتمال بيرون برده او را به سر حد قطع و علم اليقين مى‏رساند. به تعدادی از این احادیث اشاره می کنم (خدا می داند اگر یک عدد از این احادیثی را که ما خروار خروار بر شما عرضه می کنیم و اعتنایی نمی کنید را درباره ی ابوبکر یا عمر در اختیار داشتید چه غوغایی که برپا نمی کردید. فرضا اگر درباره ی عمر پیامبر گفته بودند : (من کنت مولاه فهذا عمر مولاه) شما گوش عالم را کر می کردید که بله ، عمر چنین و چنان است. اما ما خروار خروار از این احادیث را می نویسم اما هیچ اعتنایی ندارید. اشکالی ندارد. به خودتان دارید ظلم می کنیم. دارید خودتان را محروم می کنید) :

**روى الحاكم في كتابه "المستدرك على الصحيحين في الحديث" عن عبد الله بن جعفر بن أبي طالب أنّه قال: لما نظر رسول الله (ص) إلى الرحمة هابطة قال: "أُدعوا لي، أُدعوا لي"، فقالت صفيّة: من يا رسول الله؟ قال: "أهل بيتي عليّاً وفاطمة والحسن والحسين"، فجيء بهم فألقى عليهم النبي (ص) كساءه ثمّ رفع يديه ثمّ قال: "اللّهمّ هؤلاء آلي فصلّ على محمّد وآل محمد" وأنزل الله عزّ وجلّ: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ) قال الحاكم: هذا حديث صحيح الاسناد

 

** في صحيح الترمذي ومسند أحمد ومسند الطيالسي ومستدرك الصحيحين وأُسد الغابة وتفاسير الطبري وابن كثير والسيوطي واللفظ للأوّل عن أنس بن مالك: انّ رسول الله (ص) كان يمرّ بباب فاطمة (عليها السلام) ستّة أشهر كلّما خرج إلى صلاة الفجر يقول: "الصلاة يا أهل البيت! (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" حاکم نیشابوری می گوید : حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه

 

** وفي مجمع الزوائد وتفسير ابن كثير واللفظ للأول: انّ الحسن بن عليّ حين قتل عليّ استخلف، فبينا هو يُصلّي بالناس إذْ وثب إليه رجل فطعنه بخنجر في وركه فتمرّض منها أشهراً، ثمّ قام فخطب على المنبر فقال: "يا أهل العراق اتّقوا الله فينا، فإنّا أُمراؤكم وضيفانكم ونحن أهل البيت الذي قال الله عزّ وجلّ: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" فما زال يومئذ يتكلّم حتى ما ترى في المسجد الاّ باكياً. قال: رواه الطبراني و رجاله ثقات

 

** روى الطبري في تفسير الآية وابن حنبل في مسنده والحاكم في مستدركه وقال: صحيح على شرط الشيخين والبيهقي في سننه والطّحاوي في مشكل الآثار والهيثمي في مجمع الزوائد واللفظ للأوّل:عن أبي عمّار قال: إنّي لجالس عند واثلة بن الأسقع إذ ذكروا عليّاً فشتموه، فلمّا قاموا قال: اجلس حتّى أخبرك عن هذا الذي شتموا، إنّي عند رسول الله (ص) إذ جاءه عليّ وفاطمة وحسن وحسين، فألقى عليهم كساء له ثمّ قال: "اللّهمّ هؤلاء أهل بيتي اللّهمّ أذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً"

 

**روى مسلم في صحيحه والحاكم في مستدركه والبيهقي في سننه الكبرى وكلّ من الطبري وابن كثير والسيوطي في تفسير الآية بتفاسيرهم واللفظ للأوّل عن عائشة قالت:خرج رسول الله غداة وعليه مرط مُرحّل من شعر أسود، فجاء الحسن بن عليّ فأدخله، ثمّ جاء الحسين فدخل معه، ثمّ جاءت فاطمة فأدخلها، ثمّ جاء علي فأدخله، ثمّ قال: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) (همانطور که مسلم در اول کتابش گفته است ، وی بنای کارش بر این بوده که فقط از رجال ثقات حدیث نقل کند)

 

 

2- تاکیدات چند صد باره ی پیامبر بر اهل البیت بودن اهل کسا : پیامبر تا چندین ماه هر روز موقع نماز به در خانه ی اهل کسا می رفتند و آنها را با لقب اهل البیت خطاب می کردند و سپس بلا فاصله آیه ی تطهیر را می خوانند. رسول الله اين عمل را چهل روز يا شش ماه و يا هشت ماه و يا نه ماه و در نماز صبح تا آخر عمر خود انجام مى‏دادند . ظاهرا این اختلاف ناشی از این است که هرکس که این جریان را مشاهده کرده مدتی از این جریان را در مدینه بوده و به تناسب زمانی که پیامبر را می دیده است مدتی را برای این عمل ذکر کرده است . علی ای حال چیزی که مسلم است این است که پیامبر حداقل چهل روز و حداکثر تا آخر عمر این عمل را انجام می داده است. با یک محاسبه ی ساده مشخص می شود که پیامبر حداقل 200 بار و حداکثر 10000 بار به در خانه ی اهل کسا می آمده است و به ایشان با لقب اهل البیت خطاب می کرده است و بلافاصله آیه ی تطهیر را قرائت می فرمودند !!! (البته با احتساب روزهایی که پیامبر در مدینه نبوده اند عددی کمتر از 10000 دست خواهد آمد) منظور و مقصود آن حضرت از اين عمل چه بود؟ مگر يك مرتبه آيه تطهير را در شان آنها قرائت كردن كافى نبود؟ براى آنكه تمام مردم و تمام مسلمانان چه افرادى كه در مدينه هستند و چه افرادى كه در طول اين مدت از خارج به مدينه مى‏آيند همه مطلع شوند و براى ديگران نيز اين عمل آن حضرت را نقل كنند. و عجيب است كه آن حضرت به اين ندا تنها اكتفا نمى‏فرمود بلكه با دو دست دو طرف در خانه را مى‏گرفت و آنگاه ندا مى‏فرمود: الصلاة يرحمكم الله، السلام عليكم يا اهل البيت و رحمة الله «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا».

اینک به گوشه ای از این روایات توجه بفرمایید :

في تفسير السيوطي عن ابن عباس قال:

** شهدت رسول الله (ص) تسعة أشهر يأتي كلّ يوم باب عليّ بن أبي طالب (رض) عند وقت كلّ صلاة فيقول: "السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أهل البيت (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" كلّ يوم خمس مرّات

** في صحيح الترمذي ومسند أحمد ومسند الطيالسي ومستدرك الصحيحين وأُسد الغابة وتفاسير الطبري وابن كثير والسيوطي واللفظ للأوّل عن أنس بن مالك: انّ رسول الله (ص) كان يمرّ بباب فاطمة (عليها السلام) ستّة أشهر كلّما خرج إلى صلاة الفجر يقول: "الصلاة يا أهل البيت! (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" حاکم نیشابوری می گوید : حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه

 

** في الاستيعاب وأُسد الغابة ومجمع الزوائد ومشكل الآثار وتفاسير الطبري وابن كثير والسيوطي واللفظ للأخير عن أبي الحمراء قال: حفظت من رسول الله ثمانية أشهر بالمدينة ليس من مرّة يخرج إلى صلاة الغداة الاّ أتى باب عليّ (رض) فوضع يده على جنبتي الباب ثمّ قال: "الصلاة الصلاة، (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)".

 

** وفي مجمع الزوائد وتفسير السيوطي عن أبي سعيد الخدري مع اختلاف في لفظه وفيه: جاء النبي أربعين صباحاً إلى باب دار فاطمة (عليها السلام) يقول:"السلام عليكم أهل البيت ورحمة الله وبركاته الصلاة يرحمكم الله، (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) أنا حرب لمن حاربتم، أنا سلم لمن سالمتم"

 

 

3-  روایت عکرمه از بهترین دلائل شیعه است : یکی از بهترین دلائل شیعه مبنی بر اینکه زنان جزء اهل البیت آیه ی تطهیر نیستند همان روایت عکرمه است !!! این روایت به چند صورت ظاهرا نقل شده است که یکی از آنها به این شکل است :

حدثنا ابن حميد, قال: حدثنا يحيى بن واضح, قال: حدثنا الأصبغ, عن علقمة, قال: كان عكرمة ينادي فـي السوق: إنّـمَا يُرِيدُ اللّهُ لِـيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرّجْسَ أهْلَ البَـيْتِ وَيُطَهّرَكُمْ تَطْهِيرا قال: نزلت فـي نساء النبـيّ صلى الله عليه وسلم خاصة.

از این حدیث معلوم می شود که عکرمه در بازارهاى مدینه جار مى‏زد که آیه تطهیر درباره زنان پیامبرصلى الله علیه وآله نازل شده است و مردم را در این باره به مباهله دعوت‏مى‏کرد. از این حدیث نکات بسیار جالبی را می توان استنبا نمود :  اول اینکه : نزول آیه تطهیر درباره اهل بیت (اهل کسا و نه زنان پامبر) ، در زمان عکرمه معروف و شایع بوده ‏است . او مى‏خواسته‏ با هر وسیله‏اى که شده ، حتى با جار زدن در بازارها ودعوت براى مباهله آن را از بین ببرد . اگر به قول آقای عبدالله (چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است) پس دیگر نیازی نبود که عکرمه ای که به عداوت با علی مشهور است در کوچه و بازار راه بیفتد و ادعا کند که  آیه ی تطهیر درباره ی زنان نازل شده است. اگر واقعا مردم زمان وی که همگی عرب هم بوده اند از این آیه چنین برداشتی را می کرده اند چه دلیلی داشت که عکرمه اینقدر سر و صدا کند ؟
ثانیا :  عکرمه هیچ دلیل قانع کننده‏اى درباره نزول این آیه در مورد زنان پیامبرصلى الله علیه وآله ‏نداشت ، جز اصرار شدید که مى‏خواست آن را با نوعى تهدید و به هدف‏وارد کردن شکست روانى برطرف دیگر تقویت کند. این کار وى موجب‏ تزلزل یقین طرف مقابل شده و انسانى را در برابر خود مى‏دید که حاضر است با دعوت به مباهله جانش را در این راه بدهد. بدین ترتیب با خود خواهد گفت : اگر این شخص نسبت‏به آنچه مى‏گوید یقین نداشت، هرگز مردم را به مباهله‏که عواقب خطرناکى به دنبال دارد دعوت نمى‏کرد.
ثالثا: اصولا چه نیازی بوده که عکرمه در بازار که محل کسب و کار و تجارت است راه بیفتد و جار بزند که آیه ی تطهیر درباره ی زنان نازل شده است؟ شما در ذهنتان تصورش را بکنید. در بازار مشغول کسب و کار هستید و ناگهان کسی از کنارتان رد می شود و داد می زند که اهل البیت یعنی زنان پیامبر. این نشان می دهد که عکرمه تا چه اندازه با علی و اهل البیت دشمن بوده است و اوج استیصال خودش را اینگونه نشان می داده است.

 

4- صحابه از آیه ی تطهیر همان چیزی را می فهمیدند که شیعه می گوید : از بهترین دلائلی که نشان دهنده ی نزول آیه ی تطهیر در شان اهل کسا است احتجاجاتی است که توسط صحابه ی رسول خدا به این آیه شده است . اصحاب رسول خدا گاه در ضمن استدلالها یا خطبه هایشان به این آیه استدلال می کرده اند و آن را مشمول اهل کسا می دانسته اند و این خودش دلیل خوبی است مبنی بر اینکه صحابه ی بزرگ پیامبر چنین تلقی ای از آیه ی تطهیر داشته اند . مثلا به ان احتجاجات توجه بفرمایید :

** احتجاج امام حسن : روى الحاكم في باب فضائل الحسن بن علي من مستدرك الصحيحين والهيثمي في باب فضائل أهل البيت: أنّ الحسن بن عليّ خطب الناس حين قتل عليّ وقال في خطبته:أيّها الناس من عرفني فقد عرفني ومن لم يعرفني فأنا الحسن بن عليّ وأنا ابن النبي وأنا ابن الوصيّ وأنا ابن البشير وأنا ابن النذير وأنا ابن الداعي إلى الله باذنه وأنا ابن السراج المنير وأنا من أهل البيت الذي كان جبرئيل ينزل الينا ويصعد من عندنا وأنا من أهل البيت الذي أذهب الله عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً"

** احتجاج امام حسن :  وفي مجمع الزوائد وتفسير ابن كثير واللفظ للأول: انّ الحسن بن عليّ حين قتل عليّ استخلف، فبينا هو يُصلّي بالناس إذْ وثب إليه رجل فطعنه بخنجر في وركه فتمرّض منها أشهراً، ثمّ قام فخطب على المنبر فقال: "يا أهل العراق اتّقوا الله فينا، فإنّا أُمراؤكم وضيفانكم ونحن أهل البيت الذي قال الله عزّ وجلّ: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)" فما زال يومئذ يتكلّم حتى ما ترى في المسجد الاّ باكياً. قال: رواه الطبراني و رجاله ثقات

 

**احتجاج سعد ابن ابی وقاص : في خصائص النسائي، عن عامر بن سعد بن أبي وقاص قال: أمر معاوية سعداً فقال: ما يمنعك أن تسبّ أبا تراب؟ فقال: ما ذكرت ثلاثاً قالهنّ رسول الله (ص) فلن أسبّه، لئن يكون لي واحدة أحبّ إليّ من حمر النعم: سمعت رسول الله (ص) يقول له وخلّفه في بعض مغازيه، فقال له عليّ: "يا رسول الله أتخلّفني مع النساء والصبيان؟". فقال رسول الله: "أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى الاّ أنّه لا نبوّة بعدي".وسمعته يقول يوم خيبر: "لأعطينّ الراية غداً رجلا يحبّ الله ورسوله ويحبّه الله ورسوله"، فتطاولنا إليها فقال: "ادعوا لي عليّاً" فأُتيَ به أرمد، فبصق في عينيه ودفع الراية إليه. ولمّا نزلت: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) دعا رسول الله (ص) عليّاً وفاطمة وحسناً وحسيناً فقال: "اللّهمّ هؤلاء أهل بيتي"

**احتجاج واثلة بن الأسقع : روى الطبري في تفسير الآية وابن حنبل في مسنده والحاكم في مستدركه وقال: صحيح على شرط الشيخين والبيهقي في سننه والطّحاوي في مشكل الآثار والهيثمي في مجمع الزوائد واللفظ للأوّل:عن أبي عمّار قال: إنّي لجالس عند واثلة بن الأسقع إذ ذكروا عليّاً فشتموه، فلمّا قاموا قال: اجلس حتّى أخبرك عن هذا الذي شتموا، إنّي عند رسول الله (ص) إذ جاءه عليّ وفاطمة وحسن وحسين، فألقى عليهم كساء له ثمّ قال: "اللّهمّ هؤلاء أهل بيتي اللّهمّ أذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً"

همانطور که دیدید در این احتجاجات ، اصحاب رسول خدا در مقابل کسانی که بدگویی اهل کسا را می کردند به آیه ی تطهیر استناد کرده اند و افرادی را که بدگویی می کرده اند را به این نکته توجه داده اند که این آیه در حق اهل کسا نازل شده و سزاوار نیست که آنها بدگویی اهل کسا را بکنند . البته احتجاجات بیش از اینها است . منتها بنده وقت ندارم همگی را بنویسم.

 

آیا احادیث دیگری هم عصمت اهل کسا را تایید می کند؟

 حدیث ثقلین :
 به احادیث زیر توجه بفرمایید:
1 ـ أخرج مسلم في صحيحه بسنده عن زيد بن أرقم ـ في حديث طويل ـ أن النبي صلى الله عليه وآله وسلم قال : أما بعد ، ألا أيها الناس ، فإنما أنا بشر ، يوشك أن يأتي رسول ربّي فأجيب ، وأنا تارك فيك ثقلين : أوّلهما كتاب الله فيه الهدى والنور، فخذوا بكتاب الله واستمسِكوا به. فحثَّ على كتاب الله ورغّب فيه، ثم قال : وأهل بيتي ، أذكّركم الله في أهل بيتي ، أذكّركم الله في أهل بيتي ، أذكّركم الله في أهل بيتي

2 ـ وأخرج الترمذي وغيره عن جابر بن عبد الله ، قال : رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم في حَجّته يوم عرفة ، وهو على ناقته القصواء يخطب ، فسمعته يقول : يا أيها الناس ، إني قد تركت فيكم ما إن أخذتم به لن تضلّوا : كتاب الله وعترتي أهل بيتي

3 ـ وأخرج أيضاً عن زيد بن أرقم وأبي سعيد ، قالا : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إني تارك فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا بعدي ، أحدهما أعظم من الآخر ، كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض ، وعترتي أهل بيتي ، ولن يتفرَّقا حتى يرِدَا عليَّ الحوض ، فانظروا كيف تخلِّفونّي فيهما

4- وأخرج أحمد في المسند ، والحاكم في المستدرك ، وابن أبي عاصم في كتاب السنة ، وابن كثير في البداية والنهاية وغيرهم عن زيد بن أرقم ، قال : لما رجع رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم من حجّة الوداع ونزل غدير خم ، أمر بدوحات فقُمِمْن ، فقال : كأني دُعِيتُ فأجبـتُ ، إني قد تركت فيكم الثقلين ، أحدهما أكبر من الآخر : كتاب الله وعترتي ، فانظروا كيف تخلِّفوني فيهما ، فإنهما لن يتفرَّقا حتى يرِدا عليَّ الحوض...

5 ـ وأخرج الحاكم في المستدرك أيضاً عن زيد بن أرقم ، قال : نزل رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بين مكة والمدينة عند شجرات خمس دوحات عظام ، فكنس الناس ما تحت الشجرات ، ثم راح رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم عشية فصلى ، ثم قام خطيباً ، فحمد الله وأثنى عليه وذكَّر ووعظ ما شاء الله أن يقول ، ثم قال : أيها الناس ، إني تارك فيكم أمرين لن تضلّوا إن اتَّبعتموهما ، وهما كتاب الله وأهل بيتي عترتي...

6 ـ وأخرج الحاكم في المستدرك ، وابن أبي عاصم في كتاب السنة وغيرهما عن زيد بن أرقم أيضاً ، قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم : إني تارك فيكم الثقلين : كتاب الله وعترتي أهل بيتي ، وإنهما لن يتفرَّقا حتى يرِدا عليَّ الحوض

7 ـ وأخرج أحمد بن حنبل في المسند ، والهيثمي في مجمع الزوائد ، والسيوطي في الجامع الصغير ، وابن أبي عاصم في كتاب السنة ، والمتقي الهندي في كنز العمال وغيرهم ، عن زيد بن ثابت ، قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إني تارك فيكم خليفتين : كتاب الله وعترتي أهل بيتي ، وإنهما لن يتفرّقا حتى يرِدا علي الحوض
8 ـ وأخرج أحمد بن حنبل في المسند ، وابن أبي عاصم في كتاب السنة ، والبغوي في شرح السنة وغيرهم ، عن أبي سعيد الخدري ، قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إني تركت فيكم ما إن أخذتم به لن تضلّوا بعدي الثقلين : أحدهما أكبر من الآخر ، كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض ، وعترتي أهل بيتي ، ألا وإنهما لن يفترقا حتى يرِدا عليَّ الحوض

9 ـ وأخرج أحمد في المسند ، وابن سعد في الطبقات ، والمتقي الهندي في كنز العمال وغيرهم ، عن أبي سعيد أيضاً ، عن النبي صلى الله عليه وسلم ، قال : إني أوشك أن أُدعى فأجيب ، وإني تارك فيكم الثقلين : كتاب الله عز وجل وعترتي ، كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض ، وعترتي أهل بيتي ، وإن اللطيف الخبير أخبرني أنهما لن يفترقا حتى يرِدا عليَّ الحوض ، فانظروني بم تخلّفونّي فيهما

10- وأخرج ابن حجر في المطالب العالية ، والبوصيري في مختصر إتحاف السادة المهرة ، والطحاوي في مشكل الآثار وغيرهم ، عن علي عليه السلام ، عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم ـ في حديث ـ قال : وقد تركت فيكم ما إن أخذتم به لن تضلّوا :  كتاب الله ، سببه بيده ، وسببه بأيديكم ، وأهل بيتي

11 ـ وأخرج البوصيري في مختصر الإتحاف عن زيد بن ثابت ، قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إني تارك معكم ما إن تمسَّكتم به لن تضلّوا : كتاب الله عز وجل وعترتي ، وإنهما لن يفترقا حتى يردا عليَّ الحوض

 

*اگر به روایات فوق که درباره ی اهل بیت صادر شده اند و به حدیث ثقلین مشهور هستند توجه کنیم در می یابیم که در همگی آنها به چند عبارت تاکید شده است :

ثقلین              لن تضلوا         لن یفترقا

دقت در عبارات فوق که فصل مشترک تمام روایات بالا است چند نکته را به ما یادآوری می کند که اشاره ی صریحی به عصمت اهل البیت دارد:

1) اهل البیت در کنار قران ثقل است و وزنه ای حساب می آید. در واقع پیامبر اهل البیت و قران را هر دو را به عنوان ثقل و سنگینی و دارای عظمت والا معرفی کرده است. قران و اهل البیت در حقیقت یکی قانون است و دیگری الگو .

2) پیامبر تمسک به قران و اهل البیت را مایه ی عدم گمراهی می داند و عجیب اینکه با آوردن ادات نفی ابد یعنی (لن) بر این مسئله تاکید کرده است که تمسک و اطاعت از این دو ثقل هرگز  ما را به ضلالت نمی برد و این یعنی عصمت مطلق. قران ما را از اطاعت افراد زیر بر حذر می دارد:

* فلا تطع المكذبين «از افرادى كه حقائق را تكذيب مى‏كنند اطاعت مكن‏» .

* و لا تطع كل حلاف مهين  «از هر فردى كه سوگند بسيار ياد مى‏كند و فرومايه است پيروى منما» .

* و لا تطع الكافرين و المنافقين و دع اذيهم و توكل على الله «از كافران و منافقان اطاعت مكن و از جور و آزار آنان درگذر و كار خود را به خداى خود بسپار» .

* فلا تطع الكافرين و جاهدهم به جهادا كبيرا  «از پوشانندگان حق و كافران پيروى منما و با آنها جهاد بزرگى بجاى آور و مبارزه سختى بنما»

*و لا تطيعوا امر المسرفين «و از رويه و امر اسراف كنندگان اطاعت مكنيد» .

* فاصبر لحكم ربك و لا تطع منهم آثما او كفورا  «براى بجا آوردن حكم خدا شكيبا باش و پافشارى بنما و ابدا از مردمى كه گناهكارند يا كفران مى‏نمايند پيروى مكن‏» .

* و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان امره فرطا «و پيروى مكن از كسى كه ما قلب او را از ياد خود غافل نموديم و او از هواى نفس خود پيروى نموده و كارهاى او از روى ظلم و تعدى است‏» .

* يوم تقلب وجوههم في النار يقولون يا ليتنا اطعنا الله و اطعنا الرسولا و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و كبرائنا فاضلونا السبيلا ربنا آتهم ضعفين من العذاب و العنهم لعنا كبيرا «و روزى خواهد رسيد كه گناه كاران در آتش افتاده و صورتهايشان از شدت آتش برگردد، مى‏گويند: اى كاش ما از خدا و رسول خدا اطاعت مى‏كرديم.و مى‏گويند: بار پروردگارا ما از بزرگان و رؤساى خود تبعيت نموديم و آنها راه را بر ما گم نمودند.بار پروردگارا آنان را از عذاب خود دو چندان بچشان و آنها را از رحمت‏خود بسيار دور گردان‏» .
* و ذروا ظاهر الاثم و باطنه ان الذين يكسبون الاثم سيجزون بما كانوا يقترفون و لا تاكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه و انه لفسق و ان الشياطين ليوحون الى اوليائهم ليجادلوكم و ان اطعتموهم انكم لمشركون  «و از ظاهر و باطن گناه (از آشكار و پنهان آن) دورى جوئيد، كسانى كه خود را به گناه آلوده كنند به زودى به نتيجه گناه خود خواهند رسيد.و از چيزى كه نام خدا بر او برده نشده است نخوريد و به درستى كه آن خوردن فسق و گناه است و شياطين به سوى دوستان خود خبر مى‏دهند كه با شما مجادله كنند و اگر شما از آنها پيروى كنيد هر آينه شما از مشركين خواهيد بود» .

* كلا لا تطعه و اسجد و اقترب .     پس از آنكه خداوند انحراف و رو گرداندن شخصى را كه از نماز منع مى‏نمود بيان كرد مى‏فرمايد:   «ابدا از او پيروى مكن و سجده خدا بجا آور و نزديك شو» .

از طرفی می بینیم که در اینجا پیامبر ما را به اطاعت مطلق از اهل بیت دعوت می کند و می فرماید که اطاعت از آنها شما را هرگز گمراه نمی کند. بنابراین نتیجه می گیریم که آن صفاتی را که در افرادی هست و خداوند ما را از تبعیت از آنها منع فرموده است در اهل البیت وجود ندارد . آن صفات چه صفاتی هستند؟
دروغ – اسراف – سوگند زیاد خوردن و فرومایه بودن – کافر و منافق بودن – گناهکار بودن – کفور و ناسپاس بودن – غاف از ذکر خدا بودن – پیروی از هوای نفس کردن – افراط کردن – گناه ظاهری و باطنی داشتن
       
            ****نتیجه اینکه در اهل البیت چنین صفاتی ابدا وجود ندارد و آنها معصوم هستند ****

3- عبارت دیگری که تقریبا در تمام احادیث فوق مشترک است عبارت ( لن یفترقا) می باشد. واضح است که این افتراق و جدایی نمی تواند فیزیکی باشد . زیرا مسلم است که اهل البیت در حالات زیادی از نظر فیزیکی از قران جدا بوده اند. لذا منظور از این جدایی ، جدایی باطنی است. در واقع منظور پیامبر است که اهل بیت متصف به حقیقت قران هستند و حقیقت قران در جانهایشان رسوخ دارد. واضح است که کسی که معصوم نیست نمی تواند با حقائق قران اتحاد روحانی و معنوی داشته باشد. حداقل در زمانی که گناه انجام می دهد از حقیقت و باطن قران دور می شود. اما اگر به متن روایات توجه کنید پیامبر افتراق اهل البیت و قران را نفی ابدی کرده است ( لن یفترقا) و این یعنی عصمت .

تبصره ی 1: شاید اشکال بگیرید که در بعضی از روایت به جای اهل بیت ، عبارت (سنتی) آمده است. تازه بر فرض هم که آن روایات صحیح باشد تناقض منطقی ای با این دسته روایات ندارد و ضرری به اینها نمی زند .

تبصره ی 2 : در صحت حدیث ثقلین نمی توان شک کرد. هرکس قصد تشکیک در این حدیث را داشته باشد در واقع بی سوادی خودش را ثابت کرده است. ضمن اینکه با مدارکی که ارائه خواهم کرد باعث رسوایی خودش هم خواهد شد .

 

حدیث سفینه ی نوح :

به احادیث زیر توجه بفرمایید:
1- « مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح ، من ركبها نجا ، ومن تخلف عنها غرق » .
2- النجوم أمان لاهل الارض من الغرق ، وأهل بيتي أمان لامتي من الاختلاف ( في الدين ) فإذا خالفتها قبيلة من العرب ( يعني في أحكام الله عزوجل ) اختلفوا فصاروا حزب إبليس .

پیامبر اهل بیت را به کشتی حضرت نوح تشبیه کرده است که هرکس سوار آن بشود نجات می یابد و هرکس از آن تخلف بورزد غرق می شود. این احادیث که به احادیث سفینه ی نوح شهرت دارد جدا از اینکه موید احادیث قبلی است ، بر عصمت آنها هم دلالت دارد.


*جدید*  دو حدیث صریح در عصمت اهل البیت :

هرچند احادیثی به این صراحت در کتب شیعه کم نیست اما اینکه انسان احادیثی مثل دو حدیث زیر را در کتب اهل سنت ببیند مایه ی یقین پیدا کردن به حقانیت مذهب شیعه می شود. زیرا حتی اهل سنت هم بعضی اوقات نتوانسته اند چنین احادیثی را کتمان کنند . به این روایت ها توجه کنید:

**قندوزی حنفی در کتابش الینابیع الموده از ابن عباس نقل می کند که : عن الاصبغ ابن نباته عن عبدالله ابن عباس قال : سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: انا و علی و الحسن و الحسین و تسعه من ولد الحسین مطهرون معصومون ( ابن عباس می گوید که از پیامبر شنیدم که می فرمود : من و علی و حسن و حسین و 9 نفر از اولاد حسین پاک و معصوم هستیم)
این روایت را حموینی هم نقل کرده است .

** عن جابر ابن عبد الله انصاری سالت رسول الله .... فأنا أتقى ولد آدم وأكرمهم عند الله ، ولا فخر ، ثم جعل القبائل بيوتا فجعلني في خيرها بيتا ، فذلك قوله تعالى : ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا ) فأنا وأهل بيتي مطهرون من الذنوب .

 

 

آیا شیعه تنهاست ؟

بعضی اوقات اهل سنت اتهاماتی را شیعه وارد می کنند نظیر اینکه قول به عصمت اهل کسا ، صحت حدیث ثقلین ، صحت حدیث کسا ، وجود امام زمان و شهادت حضرت زهرا و ... از چیزهایی است که خود شیعیان اختراع کرده اند و کاملا دروغ است. با نگاه به منابع اهل سنت در می یابیم که شیعه در این نظرات تنها نیست. بلکه بسیاری از علمای اهل سنت هم بوده اند که دقیقا همین حرفهای شیعه را می زده اند. اما فقط آماج توهین ها و تهمت ها بر سر شیعه فرود می آید و وقتی این اعترافات علمای اهل سنت را پیش سنی ها می گذاریم چاره ای جز سکوت ندارند. به هر حال بنده برای اینکه اهل سنت زیاد احساس نکنند که این حرفهایی که بنده می زنم اختراعات شیعه است و من در آوردی است به نمونه هایی از اعترافات اهل سنت اشاره می کنم . این اعترافات شامل موارد گوناگونی می شود، از صحت حدیث کسا گرفته تا دلالت آیه ی تطهیر بر عصمت و ....

*جدید*  1- زمخشري مي گويد: خداوند از گناهان کنايه به رجس تعبير نموده و از تقوي به طهر چنان که بدن با نجاسات آلوده مي شود درون با گناهان آلوده مي شود ... (زمخشري، الکشاف، بيروت، چاپ سوم، ج 3، ص 538)

*جدید*  2- ابن حجر هيثمي (با همه تعصبي که دارد) مي گويد: «اين آيه منبع فضائل اهل بيت نبوي است براي اين که حاوي درخشان ترين مناقب ايشان و شامل توجه به شأن (رفيع) آنان است، چرا که با لفظ «انما» آغاز مي گردد و «انما» افاده حصر مي کند درباره اراده خداي متعال در منزه نمودن آنان از رجس و رجس نيز همان گناه است اين آيه هم چنين بيانگر اراده خداوند در تطهير اهل بيت از جميع خصوصيات اخلاقي و احوال مذموم است و اين که در بعضي از طرق نقل شده که آتش و جهنم بر آنان حرام است همان فايده اين تطهير است مي باشد. (ابن حجر هيثمي، الصواعق، بيروت، دار الکتب العلميه، 1414 ه ق، ص 223)
3- فخر رازی درباره ی حدیث کسا می گوید: (این روایت گویا اتفاق بر صحت آن نزد مفسران و اهل حدیث است)

 

4-  ذهبی : أكثر المفسرين على أنها نزلت في علي وفاطمة والحسن والحسين ، لتذكير ضمير ( عنكم ) وما بعده .

5- ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه می گوید: (حدیث از احادیث صحیح السندی است که احمد و ترمزی از ام سلمه نقل کرده و نیز مسلم در صحیح خود از عایشه نقل نموده است ) ( دقت کنید که ابن تیمیه ی ملعون با این همه تعصب و عداوتش نسبت به شیعه باز نمی تواند صحت روایاتی را که مسلم و احمد و ترمزی نقل کرده اند را منکر شود.)

6- ابن حجر مکی ، او در کتابش الصواعق المحرقه به صحت سند حدیث کسا تصریح می کند .

7- ترمزی حدیث کسا در قسمتی از کتابش قرار داده است که مربوط به روایاتی است که درباره ی آیات قران نازل شده است. این نشان می دهد که از نظر او شان نزول این آیه همان قضیه ی کسا است و حدیث کسا مفسر آیه ی تطهیر است.

 

 

پاسخ به برخی شبهات

جواب شبهات زیر را قبلا مفصل داده ام . اما در اینجا فقط خلاصه و مختصر به جواب آنها اشاره می کنم.

1- قبل و بعد از آیه ی تطهیر صحبت از زنان است و اقتضا می کند که آیه تطهیر هم درباره ی زنان باشد . اصولا آیات قران بی ربط به هم نیستند و لذا برای اینکه ربط بین این آیات به هم نخورد چاره ای نداریم جز اینکه آیه ی تطهیر را مربوط به زنان پیامبر بدانیم.

جواب: آیه ی تطهیر استطراد است و اصلا نکته ی اصلی در استطراد تغییر سیاق است. ضمن اینکه سیاق توان معارضه با روایات صحیحه را ندارد کما اینکه در علم اصول ثابت است.

2- در قران آیاتی وجود دارد که عبارت اهل البیت یا اهل بیت یا اهل ، در انها بکار رفته است و در تمامی آنها مراد ، زن یا زنان بخصوصی بوده است . لذا با توجه به اینکه القران یفسر بعضه بعضا باید قبول کنیم که اهل البیت در آیه تطهیر نیز به معنای زنان است. زیرا خود قران هرجا این واژه یا نظایر آن را بکار برده است آنرا به معنی زنان گرفته است.

جواب: اولا اینکه در آن سه آیه ای که اهل سنت ادعا دارند مننظور از اهل و اهل بیت و اهل البیت ، زن باشد اختلاف هست و دلیل قطعی ندارد. ثانیا: اثبات شی نفی ما ادا نیست.

3- آیه ی تطهیر میان آیات مربوط به زنان قرار گرفته است و لذا با روایات کسا که اهل البیت را اهل کسا می داند متناقض است.

جواب: آیه ی تطهیر استطراد است و اساس استطراد تغییر خطاب و یا معنی یا سیاق و ... است و لذا تناقضی در کار نیست. تا وقتی استطراد در زبان عربی وجود دارد نمی توان ادعا کرد که تناقض وجود دارد.

مثل اینکه اهل سنت فقط موقعی که نوبت به فضائل اهل بیت می رسد به فکر پیدا کردن تناقض و این طور چیزها می شوند. زیرا آیه ی الیوم یئس الذین کفروا هم موقعیتی شبیه آیه تطهیر دارد و نسبت به قبل و بعدش بیگانه و نامتناجس است. خوب پس چرا در آنجا نمی گویید که مایوس شدن کفار درباره ی حرام شدن خمر و میسر و ... است؟ پس چرا در آنجا شان نزول آن قسمت از آیه (الیوم یئس الذین کفروا)  را در روز عرفه و حج اکبر می دانید؟ چطور امکان دارد که در آنجا ، قسمت (الیوم یئس الذین کفروا) با قبل و بعدش ارتباط معنایی نداشته باشد اما در آیه تطهیر امکان ندارد ؟

4- آقای عبدالله پرسیده بودند : اگر قرار بود بخاطر چندتا بودن خانه «اهل البيت» بشود «اهل البيوت» پس چرا «اهل الكتاب» نشده «اهل الكتب» ؟

جواب : اولا: خداوند هر وقت می خواهد از خانه های پیامبر صحبت کند لفظ بیوت را استعمال می کند . مثلا:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى

 اذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ

ثانیا: لفظ الکتاب خودش اشاره به یک مفهوم عام دارد که همان کتاب آسمانی است.زیرا الف و لام در اهل الکتاب ، الف و لام عهد است و معهودش کتاب آسمانی است و نه خصوص تورات یا انجیل یا ... . لذا اهل الکتاب یعنی  اهل کتاب آسمانی(هرچه می خواهد باشد) . خود قران هم به این معنی اشاره دارد . مثلا می فرماید: (نبذ فریق من الذین اوتوا الکتاب کتاب الله وراء ظهورهم) ، یعنی کتاب را با مفهوم عام آن مطرح می کند. شاهد دیگرش در آیه 113 سوره ی بقره است که می فرماید : ( و قالت النصاری لیست الیهود علی شی و قالت النصاری لیست الیهود علی شی و هم یتلون الکتاب)، این آیه به وضوح نشان می دهد که منظور خداوند از الکتاب مفهوم عام آن یعنی همان کتاب آسمانی است و نه مفاهیم خاص و مصداقی آن. شاهد سوم این مطلب در آیه ی 121 سوره ی بقره است. در این آیه نیز با اینکه در آیه قبلش سخن از یهود و نصاری هردویشان است اما از لفظ کتاب استفاده شده است که نشان می دهد مفهوم عام کتاب مورد نظر است: (الذین اتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته) . شواهد دیگری نیز هست که صرف نظر می کنم. اما در مورد اهل البیت چنین مفهوم عامی مطرح نیست. زیرا خداوند خودش وقتی می خواهد خانه را به پیامبر نسبت دهد از آن با لفظ جمع یاد می کند و واضح است که البیت هیچ مفهوم عامی را در بر ندارد تا بتوانیم انرا به جای اهل البیوت بکار ببریم.هیچ عربی بیت را به جای بیوت بکار نمی برد اما می تواند بگوید اهل الکتاب و منظورش همه یهودیان و مسیحیان و ... باشد. از این گذشته  شما خودتان قبلا اذعان کرده بودید که الف و لام در البیت ، عهد ذهنی است و گفتید که علتش این است که پیامبر خودش می دانسته در آن خانه قرار دارد و ذهنیتی از خانه ای که ان آیه در آن نازل شده است داشته اند . اما حالا می آیید و می گویید که اهل البیت همان اهل البیوت است؟ نکند پیامبر در ان واحد در تمام خانه هایش حضور داشته است؟!!! ثالثا : شما که اینقدر دم از وحدت سیاق می زنید پس چرا اینجا همه چیز را فراموش کرده اید؟ اگر واقعا آیه ی تطهیر در معنا همان معانی ای را که آیات قبل و بعدش دارند ادامه می دهد و همانطور که مخاطب در آنها زنان هستند در اینجا هم زنان می باشند پس چرا اینهمه در این آیه تغییر و تحول ایجاد شده؟ مگر آوردن اهل البیوت از نظر ادبیات عرب اشکالی دارد؟ مگر وحدت سیاق اقتضا نمی کند که اگر منظور زنان پیامبر هستند ، مانند قبل و بعد ایه ی تطهیر ، در آیه ی تطهیر نیز از البیوت استفاده شود؟ اینمه تناقض گویی های شما همانطور که قبلا هم گفتم ناشی از این است که شما بدون اینکه دلیل متقن و قاطعی برای اخراج اهل کسا و ادخال نساء داشته باشید ، تلاش می کنید به هر نحوی که شده حقیقت را بپوشانید و فضیلتی دروغین را به نساء النبی رحمهم الله نسبت دهید.

5- رجس به معنای گناهان کبیره است زیرا خود قران آن را درباره ی گناهان کبیره استعمال کرده است و معنای اذهاب رجس این می شود که خداوند آنها را از تمام گناهان کبیره مطهر کرده نه همه ی گناهان به طور کلی

جواب:

اولا: معنای لغوی رجس به هر نوع ناپاکی اطلاق می شود . اینکه ما بیاییم و رجس را به ناپاکی خیلی زیاد معنا کنیم تا شامل گناهان کبیره بشود تنها ادعایی بی دلیل است. به چه دلیلی ما قید (خیلی زیاد) را باید به معنای رجس اضافه کنیم؟ رجس به هر نوع قذارت و ناپاکی اطلاق می شود و عمومیت دارد.

ثانیا: در صورتیکه که رجس را فقط شامل گناهان کبیره بدانیم معنای آیه تقریبا دلالت بر عدالت اهل البیت دارد.از آنجایی که آیه ی تطهیر این فضیلت را منحصر در اهل البیت کرده است نمی توان گفت که عدالت مخصوص فقط اهل البیت است. لذا در اینجا به تناقض برخورد می کنیم .

ثالثا : تازه مگر زنان پیامبر از همان گناهان کبیره هم کاملا مبرا بوده اند ؟

رابعا: چه کسی گفته که آیاتی که مواردی را با نام رجس خوانده است فقط در صدد بیان گناهان کبیرعه بوده است؟ به عنوان نمونه من از آقای عبدالله خواستم که فقط یک دلیل قرانی یا روایی بیاورند که گناه ازلام جزء گناهان کبیره است اما ایشان نتوانستند ثابت کنند.

خامسا: تازه بر فرض اینکه تمام گناهانی که در قران از آنها با نام رجس نام برده است کبیره باشند باز هم دلیلی نداریم که ثابت کند که این آیات در صدد انحصار رجس در گناهان کبیره ی مذکور یا نوع آن بوده اند. به عبارت دیگر اثبات شی نفی ما ادا نمی کند .

سادسا: بعضی از علمای بزرگ اهل سنت مانند ابن حجر و زمخشری صریحا اذهاب رجس را به معنی تطهیر اهل البیت از تمام گناهان گرفته اند و هیچ قیدی بر آن نیفزوده اند . بعلاوه ابن حجر این آیه را دال بر دارا بودن اهل البیت از تمام فضائل اخلاقی هم می داند .

+ نوشته شده توسط اقای شیعه در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 19:27 |