تبليغاتX
تبليغات X

مناظره شیعه وسنی - پر از خالی !!!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بنده قبلا ادعا کرده بودم که اکثر نظرات و استدلالات اهل سنت را دو چیز تشکیل می دهد : 1) ادعاهای کلی و بدون دلیل    2) مطرح کردن دوباره ی شبهه های قبلی بدون بررسی جواب های شیعه
خانم امه الله بعد از مدتها امروز جواب مطالب من را که در جمع بندی ذکر کرده بودم را ارسال کرده اند. جواب ایشان سه نقص دارد :اول اینکه باز هم شامل ادعاهای بدون دلیل و کلی است . دوم اینکه ایشان باز هم همان شبهه های قدیمی را مطرح کرده اند. گویا ایشان و دوستان اهل سنت نمی دانند که روش بحث و مناظره چگونه است . ابتدا شیعه ادعاهایی را مطرح کرد. سپس اهل سنت شبهه هایی را بر آن وارد کردند و بعد از شیعه به آن شبهه ها جواب داد .خانم هدایت ، حالا نوبت این است که شما به جواب های من جواب بدهید . نه این که دوباره بگردید به عقب و همان شبهه های قبلی را تکرار کنید. خدا می داند که من تا الان چند بار این نکته را تذکر داده ام . اما هربار می بینم که اهل سنت باز به تکرار شبهه های قبلی می پردازند ، گویا اصلا جوابی به آنها داده نشده است. دوستان اهل سنت ، لطفا جوابهای من را نقد کنید نه اینکه دوباره شبهه را تکرار کنید.(البته احتمالا چون جوابی ندارید راهی به جز تکرار ادعاهای قبلی ندارید)
نقص سوم در مطالب خانم هدایت این است که ظاهرا ایشان از پرداختن به تمام استدلالات هراس دارند. لذا نه تنها همان استدلالاتی را هم که بررسی می کنند ، بریده و ناقص نقل می کنند ، بلکه بسیاری از استدلالات من را هم اصلا ندیده می گیرند و جواب نمی دهند.
نقیصه ی سوم مطالب خانم هدایت که آشکار است . اما من در این پست قصد دارم که نقص اول و دوم مطالب ایشان را به همگی ثابت کنم. همانطور که در ادامه خواهید دید ، در حدود 95 درصد مطالب ایشان فقط ادعاهای کلی و بدون دلیل و نیز تکرار شبهات قدیمی است.
 
ادعاهای بدون دلیل ایشان را با رنگ قرمز و تکرار همان شبهات قدیمی را با رنگ آبی مشخص می کنم. مطالب مستدل ایشان را هم با رنگ سبز مشخص می کنم. خودم هم اگر لازم بود با رنگ سیاه توضیحاتی می نویسم.
قرمز >>>>> ادعاهای کلی و پراکنده و بدون دلیل
آبی >>>>>  تکرار شبهات قبلی بدون بررسی پاسخ هایی که من به شبهات داده ام
سبز >>>>>استدلالات خانم امه الله (صحیح یا غلط)
سیاه >>>>  مطالب شیعه

----------------------------------------

آقاى شيعه شما يك مسئله را يا متوجه نشديد و يا دوست نداريد بدان توجه كنيد.آنهم اصرار شديد شما به رواياتى ست كه بقول شما از منابع اهل سنت استخراج شده .بايد بدانيد در علم احاديث هميشه هر حديثى مورد قبول نيست و بسيارى از مؤلفين اهل سنت ، ناقل روايات و احاديثى بودند كه حتى خود نيز آنرا تجزيه و تحليل كرده و آنها را از موضوعات يعنى ساخته شده و دروغ دانستند
خوب مگر کسی منکر شد ؟ اینها چه ربطی به بحث ما دارد ؟ اتفاقا همان مولفین اهل سنت این احادیث را تصحیح نموده اند .
.و اينست كه احاديث اهل سنت را نمى توانيد بر عليه اهل سنت بكار گيريد زيرا خودشان به خوبى احاديث را درك كرده و منزلت روايات و احاديث را شناخته اند.
احادیث جعلی اهل سنت را نمی توانیم بر علیه آنها بکار ببریم.  حالا این چه ربطی به احادیث صحیح دارد ؟ اتفاقا همین علمایی که به قول شما خودشان به خوبی احادیث را درک کرده اند و منزلت آنها را می شناسند روایات کسا و راویانش را توثیق کرده اند .
حال بياييم به موضوع خودمان : آيه ى تطهير
!آيا هنوز معنى آيه را نمى دانيد ؟آيه از وسطش بريده نمى شود و الا اين را هم آيه بناميد : لا تقربوا الصلاة ! ( به نماز نزديك نشويد ! )دروغ هم نيست كه اين  عبارتى ست در قرآن ولى آيه نيست!

بنده درباره ی اینکه آیه تطهیر وسط آیات زنان است به تفصیل صحبت کرده ام و شبهات را جواب داده ام. شما باز همان حرفهای قبل را تکرار می کنید ؟

اما شما به زور داريد مفاهيم قرآنى را هم عوض مى
كنيد و بنده فقط مختصراً جوابهاى كوتاهى مى نويسم تا شايد متوجه ى اشتباهات خودتان شويد و إن شاءالله بحث مفصل را به همراه تعريف عصمت ادامه خواهيم داد علت را خودتان مى دانيد !زيرا شما آيه ى تطهير را دلیل بر عصمت مطلق مُخاطبانش مى دانيد !و اين حق هر حق جويى ست كه ابتدا  معناى عصمت بداند و حد و حدود آنرا هم ! آقا ! كلمه ى إنما در قرآن آنقدر ذكر شده كه إن شاءالله يك حلقه را بايستى به ذكر آنها اختصاص دهيم
درسته که کلمه ی انما زیاد ذکر شده ولی جواب من چی شد ؟!!!

اما حرف خوبى هم آورديد كه بايستى باز از شما تشكر كنم
 اصلا انزال قران و فرستادن پیامبران به خاطر اراده ی تشریعی خداوند مبنی بر تطهیر بشر از گناهان بوده است  ما هم بيش از اين نمى گوييم !و اين تخيل شماست كه اين آيه را به معناى تطهير اتومكاتيكى مى شناسيد !آقا،  اين آيه با امر و نهى همراهست كه خودش فرياد مى زند كه با التزام به اين اوامر الهى ( شريعت )  الله تعالى مى خواهد شما را بسوى طهارت هدايت فرمايد.

باز هم حرفهای نامربوط ، کلی و پراکنده

و لام تعليل در آيه بخوبى نشان مى دهد زيرا لام در فعل ليُذهب يعنى  برای اینکه اين لام سببى بدان معناست كه آن اوامر و نواهى خداوند براى اينست تا آنان را به طهارتى كه خداوند دوست دارد ، راه يابند. 

باز هم تکرار شبهات قبلی و هراس از بررسی جوابهای من

اهل البيت در قرآن و لغت عرب هميشه بصورت جمع مذكر مى آيد و بارها برايتان آيات و احاديث آورديم باز هم برايتان خواهم آورد ولى اين عناد شما تعجب آور است

جالب است. بنده دقیقا به همین مطلب شما در جمع بندی ام به طور مستقل جواب داده بودم. اما باز هم شما بدون بررسی جواب من به شبهه اتان ، به تکرار شبهات قبلی می پردازید .

اهل البيت يعنى  زنان رسول الله و اين يك عبارت بسيار واضح است و كاملاً در اشتباه هستيد كه آنرا با بيوت مقايسه مى كنيد زيرا زنان رسول الله هر كدام داراى اتاقهايى بودند و در قرآن به نامهاى حجرات يا اتاق و بيوت يا خانه ها ،ياد شده است كه همه خانه هاى رسول الله بوده است زيرا خانه ها و ساكنانش ملك ايشان بوده است و در قرآن نيز احياناً از خانه هاى رسول الله بصورت جمع و مفرد ياد شده است.اتفاقاً در اين آيه همينكه بعد از ذكر بيوت زنان ، آنان را به اهل البيت ( ساكنان خانه ى رسول الله ) معرفى كرده است كافى ست كه هر منصفى متوجه شود كه همين زنانى كه در اتاقهاى جدا مى بودند اعضاى اهل البيت هستند.

اگر بخواهیم متن فوق را خلاصه کنیم اینطور می شود :
1) پیامبر خانه ها یا حجره هایی داشته اند .
2)خداوند در قرآن خانه های پیامبر را با لفظ مفرد و جمع ذکر کرده است.
جواب شیعه: مورد اول که هیچ محتوایی ندارد . مورد دوم هم باطل است. زیرا با آن هیچ مطلبی برای شما ثابت نمی شود. بله . خداوند در یک جا برای خانه های پیامبر  لفظ مفرد ذکر کرده است و آنهم جایی است که ظاهرا فرموده است پیامبر از خانه اش به سمت جنگ بیرون رفت. اینهم واضح است که نمی شود گفت پیامبر از تمام خانه هایش یکدفعه خارج شده است .
اتفاقا این هم خود دلیلی بر این است که خداوند بین خانه و خانه ها فرق قائل شده است و اینطور نبوده که تمام خانه ها را در حکم یک خانه بداند.

3- دلالت آیه ی تطهیر بر عصمت است و زنان معصوم نبوده اند : جواب من ( أمة الله هداها الله ) : بخاطر همين اصرار داريم كه اصلاً برويم دنبال عصمت و مفهوم آن تا شما و ما بتوانيم آيه را بهتر بفهميم!

باز هم فرار از جواب

... زیرا مسلم است که زنانی که بعضی از آنها قسمتی از عمرشان را در کفر گذرانده اند و هیچ کس هم به عصمت آنها تصریح نکرده است نمی توانند از تمام گناهان مبرا بوده باشند و نیز تمام فضائل اخلاقی را دارا باشند.جواب من ( أمة الله هداها الله ) : اين سخنتان را براى بيننده رها خواهم كرد !تا برويد و عصمت غير زنان را برايمان اثبات بفرماييد !مثل اينكه شما مى خواهيد براى خدا و رسولش هم قانون وضع كنيد !زيرا اسلام هر فردى ( زن يا مرد ) كفاره ى كفر و شرك است.بله صفية رضي الله عنها از والدين يهودى بود كه اسلام آورد.راستى أم المؤمنين عايشة رضي الله عنها در اسلام بدنيا آمدند و ايشان با قوانين شما معصومند !
حالا کفرشان قبل از اسلام هیچ. آیا از تمام گناهان مبرا بوده اند ؟ صاحب تمام مکارم اخلاقی بوده اند ؟

و اين هم از جك هاى خيلى متداول آقاى شيعه مى باشد كه بنده هم بارها آنرا بصورت
خودش رها كردم براى اينكه ايشان مى فرمايند كه :خداوند به زنان رسول الله خطاب فرموده كه اين كارها را بكنيد و فلان كارها را نكنيد ، براى چه‌ ؟ براى اينكه علي و فاطمة و حسن و حسين  رضي الله عنهم هميشه طاهر باشند راستى يادم آمد آقاى شيعه ۵ نفر را ذكر كردند يعنى معنى را بايد اصلاح كنم تا مفهوم آقاى شيعه واضح شود :براى اينكه  رسول الله صلى الله عليه و سلم و علي و فاطمة و حسن و حسين (۵ نفر ! )  رضي الله عنهم هميشه طاهر باشند

آیا شما به فرزندتان در مهمانی توصیه نمی کنید که مودب باشد و سر و صدا نکند و شلوغ نکند و ....؟ آیا یکی از جهات این توصیه ها این نیست که بی ادبی آنها ممکن است باعث شماتت میزبان از والدین فرزند بشود ؟ (یعنی شما ملامت شوید)؟

راستى رسول الله هم بايستى به آن اوامر و نواهی زنانه عمل كند تا طاهر باشند؟!بابا عقل بكار اندازيد !

ممکن است بفرمایید که من در کجا چنین حرفی را زده ام ؟؟!!

الله تعالى به زنان مى فرمايد كه زينت خود را بمانند دوران جاهليت آشكار نسازند ، اينكه ربطى به رسول الله و علي و حسن و حسين ندارد!؟
اگر ربطی ندارد پس شما هم به بچه ها کوچک و خردسالتان (اگر دارید) هیچ تذکری ندهید و نصیحتی نکنید. آنوقت وقتی مردم به علت بی ادبی و بی نزاکتی فرزندانتان شما را شماتت کردند شاید بهتر قضیه ی آیه ی تطهیر را درک کنید . شنیدن کی بود مانند دیدن !!!




در اینجا خوب است که تمام مطالب شما را یکجا و به همراه رنگ آمیزی اش که نشان گر محتوای آن است را یکجا بیاورم (با فونت کوچک) تا خودتان ببینید که استدلال هایتان از چه وزن علمی و منطقی بر خودار است  :

قرمز
>>>>> ادعاهای کلی و پراکنده و بدون دلیل
آبی >>>>>  تکرار شبهات قبلی بدون بررسی پاسخ هایی که من به شبهات داده ام
سبز >>>>>استدلالات خانم امه الله (صحیح یا غلط)

[ آقاى شيعه شما يك مسئله را يا متوجه نشديد و يا دوست نداريد بدان توجه كنيد.آنهم اصرار شديد شما به رواياتى ست كه بقول شما از منابع اهل سنت استخراج شده .بايد بدانيد در علم احاديث هميشه هر حديثى مورد قبول نيست و بسيارى از مؤلفين اهل سنت ، ناقل روايات و احاديثى بودند كه حتى خود نيز آنرا تجزيه و تحليل كرده و آنها را از موضوعات يعنى ساخته شده و دروغ دانستند. و اينست كه احاديث اهل سنت را نمى توانيد بر عليه اهل سنت بكار گيريد زيرا خودشان به خوبى احاديث را درك كرده و منزلت روايات و احاديث را شناخته اند. حال بياييم به موضوع خودمان : آيه ى تطهير !آيا هنوز معنى آيه را نمى دانيد ؟آيه از وسطش بريده نمى شود و الا اين را هم آيه بناميد : لا تقربوا الصلاة ! ( به نماز نزديك نشويد ! )دروغ هم نيست كه اين  عبارتى ست در قرآن ولى آيه نيست! اما شما به زور داريد مفاهيم قرآنى را هم عوض مى كنيد و بنده فقط مختصراً جوابهاى كوتاهى مى نويسم تا شايد متوجه ى اشتباهات خودتان شويد و إن شاءالله بحث مفصل را به همراه تعريف عصمت ادامه خواهيم داد علت را خودتان مى دانيد !زيرا شما آيه ى تطهير را دلیل بر عصمت مطلق مُخاطبانش مى دانيد !و اين حق هر حق جويى ست كه ابتدا  معناى عصمت بداند و حد و حدود آنرا هم ! آقا ! كلمه ى إنما در قرآن آنقدر ذكر شده كه إن شاءالله يك حلقه را بايستى به ذكر آنها اختصاص دهيم اما حرف خوبى هم آورديد كه بايستى باز از شما تشكر كنم  اصلا انزال قران و فرستادن پیامبران به خاطر اراده ی تشریعی خداوند مبنی بر تطهیر بشر از گناهان بوده است  ما هم بيش از اين نمى گوييم !و اين تخيل شماست كه اين آيه را به معناى تطهير اتومكاتيكى مى شناسيد !آقا،  اين آيه با امر و نهى همراهست كه خودش فرياد مى زند كه با التزام به اين اوامر الهى ( شريعت )  الله تعالى مى خواهد شما را بسوى طهارت هدايت فرمايد و لام تعليل در آيه بخوبى نشان مى دهد زيرا لام در فعل ليُذهب يعنى  برای اینکه اين لام سببى بدان معناست كه آن اوامر و نواهى خداوند براى اينست تا آنان را به طهارتى كه خداوند دوست دارد ، راه يابند. اهل البيت در قرآن و لغت عرب هميشه بصورت جمع مذكر مى آيد و بارها برايتان آيات و احاديث آورديم باز هم برايتان خواهم آورد ولى اين عناد شما تعجب آور است . اهل البيت يعنى  زنان رسول الله و اين يك عبارت بسيار واضح است و كاملاً در اشتباه هستيد كه آنرا با بيوت مقايسه مى كنيد زيرا زنان رسول الله هر كدام داراى اتاقهايى بودند و در قرآن به نامهاى حجرات يا اتاق و بيوت يا خانه ها ،ياد شده است كه همه خانه هاى رسول الله بوده است زيرا خانه ها و ساكنانش ملك ايشان بوده است و در قرآن نيز احياناً از خانه هاى رسول الله بصورت جمع و مفرد ياد شده است.اتفاقاً در اين آيه همينكه بعد از ذكر بيوت زنان ، آنان را به اهل البيت ( ساكنان خانه ى رسول الله ) معرفى كرده است كافى ست كه هر منصفى متوجه شود كه همين زنانى كه در اتاقهاى جدا مى بودند اعضاى اهل البيت هستند. - دلالت آیه ی تطهیر بر عصمت است و زنان معصوم نبوده اند : جواب من ( أمة الله هداها الله ) : بخاطر همين اصرار داريم كه اصلاً برويم دنبال عصمت و مفهوم آن تا شما و ما بتوانيم آيه را بهتر بفهميم! زیرا مسلم است که زنانی که بعضی از آنها قسمتی از عمرشان را در کفر گذرانده اند و هیچ کس هم به عصمت آنها تصریح نکرده است نمی توانند از تمام گناهان مبرا بوده باشند و نیز تمام فضائل اخلاقی را دارا باشند.جواب من ( أمة الله هداها الله ) : اين سخنتان را براى بيننده رها خواهم كرد !تا برويد و عصمت غير زنان را برايمان اثبات بفرماييد !مثل اينكه شما مى خواهيد براى خدا و رسولش هم قانون وضع كنيد !زيرا اسلام هر فردى ( زن يا مرد ) كفاره ى كفر و شرك است.بله صفية رضي الله عنها از والدين يهودى بود كه اسلام آورد.راستى أم المؤمنين عايشة رضي الله عنها در اسلام بدنيا آمدند و ايشان با قوانين شما معصومند ! و اين هم از جك هاى خيلى متداول آقاى شيعه مى باشد كه بنده هم بارها آنرا بصورت خودش رها كردم براى اينكه ايشان مى فرمايند كه :خداوند به زنان رسول الله خطاب فرموده كه اين كارها را بكنيد و فلان كارها را نكنيد ، براى چه‌ ؟ براى اينكه علي و فاطمة و حسن و حسين  رضي الله عنهم هميشه طاهر باشند راستى يادم آمد آقاى شيعه ۵ نفر را ذكر كردند يعنى معنى را بايد اصلاح كنم تا مفهوم آقاى شيعه واضح شود :براى اينكه  رسول الله صلى الله عليه و سلم و علي و فاطمة و حسن و حسين (۵ نفر ! )  رضي الله عنهم هميشه طاهر باشند راستى رسول الله هم بايستى به آن اوامر و نواهی زنانه عمل كند تا طاهر باشند؟!بابا عقل بكار اندازيد ! الله تعالى به زنان مى فرمايد كه زينت خود را بمانند دوران جاهليت آشكار نسازند ، اينكه ربطى به رسول الله و علي و حسن و حسين ندارد!؟ ]





همانطور که مشاهده فرمودید اهل سنت دیگر حرف قابل اعتنایی ندارند و کفگیرشان به ته دیگ رسیده . هرچند بالاخره هیچ کدام از اهل سنت به حقیقت اعتراف نکردند اما اشکالی ندارد. ضرری به من نمی رسد. خودشان را از سعادت محروم خواهند کرد. بنده در اینجا دیگر برایم ثابت شده که بحث اضافی با اهل سنت در مورد آیه ی تطهیر فایده ای ندارد و آنها قبول نخواهند کرد و جوابی هم ندارند که بدهند. لذا ختم مناظره درباره ی آیه ی تطهیر را در اینجا اعلام می کنم و امیدوارم از این بحث ها شعله ی هدایتی هرچند کم نور در قلوب دوستان اهل سنت روشن شده باشد. فکر می کنم کمترین نتیجه ی این بحثها این بود که اهل سنت پی برد که شیعه در اعتقاداتش دلائل محکم و خدشه ناپذیری دارد و اینطور نیست که صرف علاقه و محبت بخواهد افرادی را بزرگ و دیگران را کوچک کند. (هرچند با زبان به این مطلب اعتراف نمی کنند)
بازدیدکنندگان این مناظره مشاهده کردند که تنها دلیل اهل سنت بر شمولیت زنان پیامبر ٬ سیاق آیات بود که این دلیل سست را مفصلا جواب دادم. در مقابل شیعه دهها دلیل محکم از خود اهل سنت و روایاتشان و نیز قران کریم ارائه داد که اخراج زنان و ادخال اهل کسا در آیه ی تطهیر را ثابت می کرد. در پایان امیدوارم اهل سنت راهی را بر گزینند تا در روز قیامت و در محضر خداوند و رسول اکرم شرمنده نباشند و بتوانند پاسخ گوی خدای متعال باشند زیرا روز قیامت ٬ یوم الحسرت است و البته حسرت خوردن فایده ای ندارد و متاعی را که خداوند در اختیار انسان گذاشته بود ٬یعنی عمر را نمی توان باز گرداند و راه اشتباهی را که طی شده است را جبران کرد.

الان اختیار با اهل سنت است. می توانید موضوع دیگری را انتخاب کنید ٬ مثلا مهدویت ٬ صحابه ٬ خلافت ٬ توحید و شرک ٬ و یا اینکه درباره ی مفهوم عصمت و شبهاتی که درباره ی عصمت انبیاء در قران مطرح شده است صحبت کنیم. هر نظری دارید بفرمایید.

ضمنا از آقای اسلامی خواهش می کنم قسمتی را در حاشیه ی وبلاگ اختصاص دهند تا لینک جمع بندی در آنجا به نمایش عموم در آید. اهل سنت هم می تواند جمع بندی اش را بنویسد و لینکش را در آن محل مشخص قرار دهد.لینک جمع بندی من از آیه ی تطهیر این است :

http://www.monazere2.blogfa.com/post-84.aspx

 

 


+ نوشته شده توسط اقای شیعه در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 17:2 |