بسم الله الرحمن الرحیم
باز هم آقای فاروق بدون توجه به جوابهای من شبهات قبلی را تکرار کردند. در حالیکه بنده دقیقا آنها را قبلا جواب داده بودم. همانطوری که در پست قبلی ثابت کردم ، اهل سنت به خاطر اینکه از جواب دادن به مطالب بنده هراس دارند تنها به با خوانی و تکرار شبهات می پردازند . از اصول اساسی بحث این است که بحث از همانجایی که جریان دارد ادامه داده شود. مثلا اگر اهل سنت شبهها ای را مطرح می کنند و بنده جوابش را می دهم ایشان بایستی به جواب بنده بپردازند و جواب بنده را بررسی کنند نه اینکه برگردند و دوباره اصل شبهه را تکرار کنند. فکر کنم برای بار هزارم است که این مطلب را تذکر می دهم. اما چه می شود کرد؟ وقتی جوابی نباشد و انصاف هم در میان نباشد و از آخرت هم ترسی نباشد نتیجه اش همین اتلاف وقت ها و تکرار مکررات خواهد شد.
آقای فاروق نوشته اند: توجه به ترتيب و سياق آيات يك اصل مهم و تاثير گذار است و بي توجهي به آن و عدم رعايت آن در تفسير آيات منجر به انحراف در تفسير مي گردد .
همانطور که گفتم این شبهه را شاید دهها بار اهل سنت تکرار کرده اند و آیا تا حالا یکبار شده است که جواب من به این شبهه را کپی کنند و بررسی نمایند؟ خیر !! فقط برای اینکه مطلبی برای پست کردن داشته باشند مطالب تکراری را پست می کنند .
آقای فاروق نوشته اند : حضرت علي در نامه شماره نهم نهج البلاغه مي نويسد :( ....و كان رسول الله صلي الله عليه و آله ف اذا احمر الباس ، و احجم الناس قدم اهل بيته فوقي بهم اصحابه حر السيوف والاسنه ، ......)
ترجمه : چون كارزار سخت مي شد و مردم پاي پس مي كشيدند ، رسول الله اهل بيت خود را پيش مي داشت و انها را سپر اصحاب خود از ضربتهاي سخت شمشير و نيزه مي نمود ، چنانكه عبيده بن الحارث( پسر عموي رسول الله ) در روز بد به شهادت رسيد و حمزه ( عموي رسول الله ) در روز احد و جعفر ( پسر عموي رسول الله و برادر حضرت علي ) در جنگ موته به شهادت رسيدند .
بنا براين نامه معلوم مي شود كه از ديدگاه حضرت علي ، اهلبيت رسول الله منحصر در حضرات علي ، فاطمه ، حسن و حسين نيست و طبق تعريف و مفهوم رايج آن ، خانواده و نزديكان حضرت رسول مانند عمو و عمو زاده ها نيز از اهل بيت رسول الله هستند .
اين تعبير از اهل بيت نظر اهل سنت را در باره گستره شمول اهل بيت رسول الله تاييد مي كند كه اهل بيت واقعي ان حضرت همسران و فرزندان آن حضرت هستند و در معناي مجازي آن ديگر اعضاي خانواده و بستگان نزديك آن حضرت را نيز شامل مي شود .
این شبهه را قبلا هم خانم امه الله تکرار کرده بودند و بنده دقیقا به آن جواب داده بودم . الان عین همان پاسخی را که در آن وقت داده ام را کپی می کنم:
1- خانم هدایت! اگر یادتان باشد بنده و شما همین مشکل را درباره ی لفظ امام داشتیم و شما با هم همان اشکال بی ربط قبلی را تکرار کرده اید. در قضیه ی امام بنده عرض می کردم که امام در آیه 126 بقره به معنای امامت ملکوتی بر باطن انسانها است و دلائلی را هم ارائه دادم. اما شما با آوردن چند آیه که در آنها حتی برای کفار لفظ امام بکار برده شده بود می خواستید به خیال خودتان حرف من را نقض کنید. اگر یادتان باشد بنده در آنجا به شما عرض کردم که باید بین معنای اصطلاحی یک کلمه که همراه با قرائن لفظی و معنوی استظهار می شود با معنای لغوی آن فرق گذاشت. در اینجا نیز همین را عرض می کنم.
خانم هدایت. اهل البیت و اهل بیت در آیه ی تطهیر و بعضی روایات رسول خدا که درصدد تفسیر این آیه هستند گاهی به معنای اهل کسا آمده است و فقط منحصر به اینها می باشد. اما آیا این به آن معنی است که پیامبر دیگر حق ندارد در زندگی روزمره اش از این دو واژه برای مقاصد دیگری استفاده کند؟ آیا این به معنی این است که پیامبر نمی تواند در جاهای دیگر از معنی لغوی و متعارف اهل البیت و اهل بیت استفاده کند؟ شما چرا بدون تامل و فکر از هرچیزی می خواهید به نفع عقیده ی باطل خودتان استفاده کنید؟
بله ، اهل البیت و اهل بیت در آیه ی تطهیر و بعضی روایات نبوی به معنای اهل کسا است اما این به خاطر قرائن لفظی و معنوی داخلی و خارج آن کلام است. نه اینکه ما بگوییم که هر جا پیامبر اهل البیت یا اهل بیت را بکار برده الا و بالله به معنی اهل بیتی است که مد نظر خداوند در آیه ی تطهیر بوده است، می باشد.(در واقع مگر هر گردی گردو است)
اهل بیت عرفا به معنی خانواده می آید . پیامبر هم در خیلی از اوقات از آن برای همسرانشان یا کسانی مانند علی و جعفر و حمزه و ... استفاده می کرده اند. به نظر شما اشکالی دارد ؟
2- خوب حالا که می دانیم پیامبر اهل بیت را برای کل خانواده اش بکار می برده است پس از کجا بدانیم که منظور پیامبر اهل بیتی است که در آیه ی تطهیر آمده یا همان معنی لغوی آن را مد نظر دارند؟ پاسخ این سوال در خود روایات نهفته است. من روایاتی که مربوط به اهل کسا است را در کنار روایاتی که مربوط به غیر آنها است می گذارم تا فرقش را متوجه بشوید:
روایات مربوط به غیر اهل کسا:
** وإنّ إلهي اختارني في ثلاثة من أهل بيتي وأنا سيد الثلاثة وأتقاهم لله ولا فخر، ختارني وعلياً وجعفر ابني أبي طالب وحمزة بن عبد المطلب كنا رقوداً بالأبطح ليس منا إلا مسجى بثوبه على وجهه "
** علي بعدي أفضل أمتي ، وحمزة وجعفر أفضل أهل بيتي بعد علي
** رسول الله! ألست شهيداً؟ قال: بلى، أنت أول شهيد من أهل بيتي
** پیامبر خطاب به عایشه طبق نقل اهل سنت می فرمود : السلام عليكم اهل البيت
**و كان رسول الله صلي الله عليه و آله ف اذا احمر الباس ، و احجم الناس قدم اهل بيته فوقي بهم اصحابه حر السيوف والاسنه ،
روایات مروط به اهل کسا :
**حدثنا عبد الله ، حدثني أبي ، ثنا عبد الله بن نمير ، قال : ثناعبد الملك - يعني ابن أبي سليمان - ، عن عطاء بن أبي رباح ، قال : حدثني منسمع أم سلمة تذكر أن النبي صلى الله عليه وسلم كان في بيتها ، فأتته فاطمة ببرمة فيها خزيرة ، فدخلت بها عليه ، فقال لها : ادعي زوجك وابنيك . قالت : فجاء علي والحسين والحسن فدخلوا عليه فجلسوا يأكلون من تلك الخزيرة وهو على منامة له على دكان تحته كساء خيبري . قالت : وأنا أصلي في الحجرة ، فأنزل الله عزوجل هذه الآية : * ( إنمايريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا ) * . قالت : فأخذ فضل الكساء فغشاهم به ، ثم أخرج يده فألوى بها إلى السماء ثم قال : اللهم هؤلاء أهل بيتي وخاصتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا .
**حدثنا عبد الله ، حدثني أبي ، ثنا يحيى بن حماد ، ثنا أبوعوانة ، ثنا أبو بلج ، ثنا عمرو بن ميمون ، قال : إني لجالس إلى ابن عباس إذ أتاهتسعة رهط فقالوا : يا ابن عباس ، إما أن تقوم معنا وإما أن تخلونا هؤلاء .قال : فقال ابن عباس : بل أقوم معكم .قال : وهو يومئذ صحيح قبل أن يعمى . قال : فاتندوا فتحدثوا ، فلا ندري ما قالوا .قال : فجاء ينفض ثوبه ويقول : أف وتف ، وقعوا في رجل له عشر ، وقعوا في رجل قال له النبي صلى الله عليه وسلم ( فذكر مناقب لعلي ، منها : ) " وأخذ رسول الله صلى الله عليه وسلم ثوبه فوضعه على علي وفاطمة وحسن وحسين فقال : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركمتطهيرا ) *
**" حدثنا أبو بكر ابن أبي شيبة ومحمد بن عبد الله بن مير - واللفظ لأبي بكر - قالا : حدثنا محمد بن بشر ، عن زكريا ، عن مصعب بن شيبة ، عن صفية بنت شيبة ، قالت : قالت عائشة : خرج النبي صلى الله عليه سلم غداة وعليه مرط رجل من شعر أسود ، فجاء الحسن بن علي فأدخله ، م جاء الحسين فدخل معه ، ثم جاءت فاطمة فأدخلها ، ثم جاء علي فأدخله ، م قال : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم طهيرا )
**أم سلمة - رضي الله عنها - قالت : إن ذه الآية نزلت في بيتي : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت
ويطهركم تطهيرا ) * قالت : وأنا جالسة عند الباب فقلت : يا رسول الله ، ألست ن أهل البيت ؟ فقال : إنك إلى خير ، أنت من أزواج رسول الله صلى الله عليه سلم . الت : وفي البيت : رسول الله صلى الله عليه وسلم وعلي وفاطمة حسن وحسين ، فجللهم بكسائه وقال : اللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا .
**وفي رواية : إن النبي صلى الله عليه وسلم جلل على الحسن والحسين علي وفاطمة ، ثم قال : اللهم هؤلاء أهل بيتي وحامتي ، أذهب عنهم الرجسهرهم تطهيرا .
** عمر بن أبي سلمة - رضي الله عنه - قال : نزلت هذه الآية لى النبي صلى الله عليه وسلم : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل بيت ويطهركم تطهيرا ) * في بيت أم سلمة ، فدعا النبي صلى الله عليه وسلم اطمة وحسنا وحسينا ، فجللهم بكساء وعلي خلف ظهره ، ثم قال : اللهم ؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا .
**أنس بن مالك - رضي الله عنه - إن رسول الله صلى الله عليه سلم كان يمر بباب فاطمة إذا خرج إلى الصلاة حين نزلت هذه الآية ، قريبا من تة أشهر ، يقول : الصلاة أهل البيت * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس هل البيت ويطهركم تطهيرا ) * .
**" أخبرنا قتيبة بن سعيد البلخي وهشام بن عمار لدمشقي ، قالا : حدثنا حاتم ، عن بكير بن مسمار ، عن عامر بن سعد بن أبي قاص ، قال : أمر معاوية سعدا فقال : ما يمنعك أن تسب أبا تراب ؟ ! قال : أنا إن ذكرت ثلاثا قالهن رسول الله صلى الله عليه وسلم فلن أسبه ، أن يكون لي واحدة منها أحب إلي من حمر النعم : سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول له ، وخلفه في بعض غازيه . . .وسمعته يقول يوم خيبر : . . .ولما نزلت * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم طهيرا ) * دعا رسول الله صلى الله عليه وسلم عليا وفاطمة وحسنا وحسينا فقال : اللهم هؤلاء أهل بيتي "
**شريك بن أبي نمر ، عن عطاء بن يسار ، عن أم سلمة - رضي الله عنها – أنها الت : في بيتي نزلت هذه الآية : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل لبيت ) * ، قالت : فأرسل رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى علي وفاطمة
والحسن والحسين - رضوان الله عليهم أجمعين - فقال : اللهم هؤلاء أهل بيتي . الت أم سلمة : يا رسول الله ، وأنا من أهل البيت ؟ ال : إنك أهلي خير
**حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ، أنبأ العباس بن الوليد بن مزيد : أخبرني أبي ، قال : سمعت الأوزاعي يقول :حدثني أبو عمار ، قال : حدثني واثلة بن الأسقع - رضي الله عنه - قال : جئت عليا - رضي الله عنه - فلم أجده . فقالت فاطمة - رضي الله عنها - : إنطلق إلى رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يدعوه فاجلس ، فجاء مع رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فدخل ودخلت معهما . قال : فدعا رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم حسنا وحسينا فأجلس كل واحد منهما على فخذه ، وأدنى فاطمة من حجره وزوجها ، ثم لف عليهم ثوبه وأنا شاهد ، فقال : * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا ) * اللهم هؤلاء أهل بيتي .
خانم هدایت ! حالا فرقش را فهمیدید؟ همانطور که ملاحظه می کنید پیامبر هر وقت نامی از اهل کسا می برد چه به اسم باشد و چه با لقب اهل بیت بلافاصله قبل یا بعد از آن از آیه ی تطهیر یاد می کند. حتی جالب است بدانید که پیامبر در حدود 9 ماه (البته اقوال مختلف است و 9 ماه تقریبا میانگین آنها است) هر روز و برای تمام نمازهای پنج گانه به در خانه ی اهل کسا می آمد و آنها را با لقب اهل البیت خطاب می کرد و بلا فاصله آیه ی تطهیر را می خواند. بلافاصله .
**أنس بن مالك - رضي الله عنه - إن رسول الله صلى الله عليه سلم كان يمر بباب فاطمة إذا خرج إلى الصلاة حين نزلت هذه الآية ، قريبا من تة أشهر ، يقول : الصلاة أهل البيت * ( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس هل البيت ويطهركم تطهيرا ) * .
این یعنی چی؟ یعنی منظور من از اهل بیت فقط همین معنی لغوی آن نیست. بلکه شما اهل بیتی هستید که خاوند در این آیه منظورش بوده است.
خانم هدایت. بنده می خواهم با شما تحدی کنم. شما فقط یک روایت صحیح برای من بیاورید که در آن زنی از زنان پیامبر نامش در کنار این آیه ذکر شده باشد. یعنی جوری نامش در کنار این آیه آمده باشد که بتوان استنباط کرد که وی هم جزء آیه تطهیر می شود. یا اینکه پیامبر به کسی به جز اهل کسا با عنوان اهل بیت خطاب کرده باشد و بعد یا قبلش آیه ی تطهیر را خوانده باشد. فقط یک روایت کافی است.
آقای فاروق ! این جوابی بود که قبلا به خانم امه الله داده بودم. اما مثل اینکه شما علاقه دارید به جای بررسی جوابهای من همان شبهات را بارها تکرار کنید تا چند سری را اشغال کرده باشید.
آقای فاروق در قسمت دیگری فرموده اند : مفهوم اراده درقسمت دوم آيه 33 سوره احزاب اراده تكويني نيست :در تاييد نظر علماي اهل سنت و دوستان ديگركه در اين مناظره بيان كرده اند ، يكي از علماي شيعه به نام آقاي اسماعيل زاده در كتاب ( تفسير تطبيقي آيه تطهير ) از انتشارات مركز جهاني علوم اسلامي واقع در شهر قم نوشته است كه معني اراده در اين قسمت از آيه به معناي اراده تكويني نيست .
ايشان با انتقاد از برداشت اراده تكويني از آيه ، خود معناي سومي را بيان نموده است ، نكته مهم آن است كه ايشان اراده تكويني را رد كرده است .
اتفاقا عین همین شبهه را هم قبلا جواب داده بودم . هم در جمع بندی ام از آیه تطهیر و هم در جوابم به آقای یوسف . در اینجا برای اختصار ، جوابی را که به آقای یوسف داده بودم (و هنوز ایشان پاسخ به من نداده اند ) را به همراه شبهات ایشان کپی ! می کنم . آقای یوسف فرموده بودندند:
من با تحقیقاتی که در طی یکی دو هفته اخیر داشته ام به نتایج بسیار جالبی رسیده ام
1- که چرا صحابه و خود اهل بیت و علمای سنی از این ایه عصمت شیعه را برداشت نکرده اند
2- چرا باید رجس را در بعضی گناهان خلاصه کرد
3- چرا این پاک کردن و زدودن تشریعی است
جواب شیعه :
اولا: مورد اولتان یا از روی دروغ گویی گفته شده است و یا از روی جهالت . خوب بود مطالبی را که در آخرین پست خودم نوشته بودم می خواندید تا درستی یا خطای حرفتان مشخص شود.
ثانیا:بنده در مورد معنای رجس با آقای عبدالله بحث کرده بودم . نتایج بحث ها را هم در جمع بندی ام نوشته ام و به شبهات پاسخ گفته ام. لطفا مطالعه بفرمایید و از آنجا اگر بحثی دارید ادامه بدهید.
ثالثا:درباره ی مورد سومتان لطف به این دو سوال زیر پاسخ بدهید :
1- اگر این پاک کردن و زدون از گناهان تشریعی است پس چرا خداوند با آوردن ادات حصر(انما) آنرا منحصر به افراد خاصی کرده است . درحالیکه می دانیم اراده ی تشریعی خداوند برای پاک کردن از گناهان نسبت به همه ی افراد بشر است نه فقط چند فرد مشخص. اصلا انزال قران و فرستادن پیامبران به خاطر اراده ی تشریعی خداوند مبنی بر تطهیر بشر از گناهان بوده است.
2- خداوند می فرماید : أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا
شما می فرمایید که اولا : اراده در آیه ی فوق تشریعی است و به این معنا است که خداوند منظورش از این امر و نهی ها این بوده که زنان پیامبر را پاک کند ثانیا: شما می گویید که رجس فقط به بعضی گناهان اطلاق می شود.
حال سوال من اینجاست که خداوند در ضمن فرمانهایی که به زنان پیامبر داده است آنها را به اطاعت مطلق از خدا و رسولش امر فرموده است. آیا اطاعت از خدا و رسول انسان را فقط از بعضی گناهان (گناهان کبیره به قول اهل سنت) پاک می کند و از بعضی دیگر پاک نمی کند ؟ آیا اطاعت از خداوند و رسول به معنای اجتناب از تمام گناهان نیست ؟ اگر بگویید نیست که این حرفتان به معنای انکار بدیهیات است و نشانه از تعصب شما در عدم پذیرش حق خواهد بود. اگر هم بگویید که هست ، پس چرا رجس و تطهیر را فقط مخصوص بعضی گناهان می دانید ؟
