بسم الله الرحمن الرحیم
اگر بخواهم مطالب آقای فاروق را در چند سطر خلاصه کنم به این صورت می شود:
1- اهل بیت از نظر آقای شیعه دو معنا می تواند داشته باشد . معنای لغوی و معنای خاص قرانی
2- قبول این حقیقت که اهل بیت دو معنا می تواند داشته باشد موفقیت بزرگی است که اهل سنت با مناظرات طولانی بدست آورده اند و پذیرفتن این حقیقت !! از جانب آقای شیعه نشان می دهد که گفتگو بالاخره تاثیر مطلوب خودش را می گذارد !!!
3- آقای شیعه حاضر نیست معنای عرفی و خاص اهل بیت را یکی بداند زیرا به روایات کسا دلبستگی دارد. لذا نیمی از حقیقت را پذیرفته و نیمی دیگر را نپذیرفته است.
4- آقای شیعه می گوید : ( برای اینکه بفهمیم در روایات منظور از اهل بیت معنای خاص آن بوده یا معنای عرفی آن بایستی با دقت بیشتری به متن روایت توجه کنیم زیرا در خود روایات قرائنی هست که نشان می دهد منظور پیامبر کدام معنا بوده است) این سخن آقای شیعه به این معنا است که ایشان ایشان نمی توان هیچ شاهد و دلیلی از قران برای اثبات معنای خاص اهل بیت بیاورد.
5- جناب شيعه بايستي با شهامت نصف ديگر حقيقت را نيز قبول كنند و خود را ازاين دو گانگي و تضاد فكري نجات دهند .
6- آقای شیعه مدام می گویند که جواب شما را درباره ی سیاق داده ام . اما آدرس آن را ذکر نمی کنند.
بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار برای خودم متاسفم که بایستی وقت ارزشمندم را صرف جواب دادن به مطالبی کنم که یا از روی جهل کامل نوشته شده و یا از روی تجاهل . آقای فاروق شما اگر عربی بلد نیستید لطفا وقت من را تلف نکنید . شما یا هرکس دیگری اگر عربی نمی دانید ، اگر به علم تفسیر و حدیث و رجال و درایه و اصول و ادبیات عرب آشنایی ندارید چرا قران را تفسیر به رای می کنید؟ به چه جراتی فلان روایت را تصحیح و فلان را تکذیب می کنید؟ هر بچه طلبه ای که چند سال در حوزه بوده باشد از این حرف های شما خنده اش می گیرد و شاید هم گریه اش بگیرد . بنده واقعا صبرم داره تمام می شه . بدیهی ترین و واضح ترین مسائل را شما و دوستانتان نمی توانید درک کنید . نه می توانم از مناظره کنار بروم ، چون مرا متهم به فرار می کنید و نه دیگر حوصله بحث کردن با شما روی بدیهی ترین مسائل را دارم. لطفا کمی با فکر و تامل و تعقل مطلب بنویسد. حداقل این متن را نشان یکی از آخوند هایتان بدهید بعدا در وبلاگ بگذارید . آخر بنده چقدر باید جواب این مسائل ساده را بدهم و وقتم را تلف کنم ؟
اما جواب مطالبتان (به همان ترتیب بالا جواب می دهم)
1- اولا : شما هنوز فرق اهل بیت و اهل البیت را نفهمیده اید. لطفا خوب دقت کنید تا دوباره وقت من را نگیری. اهل بیت به طور معمول به خانواده اطلاق می شود. منظور از این خانواده ممکن است زن و بچه باشد و یا اینکه گستره ی وسیع تری را اشغال کند ؛ یعنی شامل فامیل ها هم بشود مثلا پسر عمو ، عمو ، خاله ، نوه و ...
اما معنای اهل البیت به حسب اینکه منظور از این بیت معهود چه خانه ای باشد تفاوت می کند . لذا اهل البیت بالقوه هم می تواند به زن و بچه اطلاق شود و هم می تواند به افراد دیگری مثلا اهل کسا اطلاق شود. ملاک این اطلاق این است که منظور از آن بیت معهود چه بیتی است.
ثانیا: عبارت اهل البیت و اهل بیت اگرجایی استعمال شد در نظر اول تعمیم دارد اما اگر قرینه ی داخلی یا خارجی ای بر تخصیص مشمولین آن داشتیم تخصیص می خورد . مثلا در احادیث ثقلین نوعا از واژه ی اهل بیت استفاده شده که هرچند در معنا عرفی آن شامل همه ی خانواده و فامیل ها می شود اما چون دلالت حدیث ثقلین بر عصمت است این دلالت خود ، مخصص اهل بیت می شود و آن را در اهل کسا منحصر می کند.
ثالثا: در آیه ی تطهیر بنابر شواهد فراوانی که وجود دارد اهل البیت همان معنای اهل کسا را می دهد .
رابعا: اصلا این مساله ای را که من مطرح کردم از ابده بدیهیات است که هر عالمی می داند. هر انسان فهیم و عاقلی می داند که الفاظ حداقل در دو معنا استعمال می شوند. یکی معنای لغوی و اصلی و دیگری معنای اصطلاحی. مثلا امام در لغت به معنا پیشوا است اما در یک آیه از قران به معنای امام ضلالت می آید و در دیگری به معنای امام هدایت. مثلا کلمه ی نبی به معنای خبر آورنده است اما در عرف قران به فرد خاصی که پیامبر باشد اطلاق می شود. کلمه ی رسول به معنای فرستاده است اما در عرف قران به پیامبر اطلاق می شود. کلمه ی صحابی در لغت به هر فردی که به نحوی با پیامبر مصاحبت داشته است اطلاق می شود چه کافر باشد و چه مسلمان . اما در عرف مسلمین صحابی فقط به انسان مسلمانی که با پیامبر معاشرت داشته اطلاق می شود.هزاران هزار مثال دیگر وجود دارد که یک کلمه در لغت به یک یا چند معنا بکار می رود اما در یک عرف خاص ؛ مثلا عرف مردم یا عرف قران یا ... فقط یک معنای خاص و اصطلاحی به خود گرفته است. این معنا هم گاها با قراینی در کلام مشخص می شود.
حالا اینکه کسی بیاید و این دو معنی را از هم جدا کند به معنی این است که نصف حقیقت را قبول کرده و نصف دیگر را رد کرده است؟!!! اصلا کسی می تواند چنین مطلب واضح و روشنی را منکر شود ؟!! مثل اینکه شما چون قبلا مدت به مدت به وبلاگ سر می زنید نمی دانید که بنده و آقای یزدانی مرتب این مطلب را تاکید می کردیم که اهل البیت به معنای بیت معهود است و این بیت معهود هرچیزی می تواند باشد و در این آیه چنین معنایی دارد ؟ جالب است که شما خیال می کنید که بر اثر مناظره با اهل سنت بوده است که ما به یک چنین مطلب و کشف علمی بزرگی دست یافته ام و بالاخره مقداری از خر شیطان پایین آمده ایم !!!
2- بنده هم به نوبه ی خودم این موفقیت عظیم را به شما تبریک و تهنیت عرض می کنم و امیدوارم پای سفره ی موفقیت های دیگرتان بنشینیم!!
ضمنا بهتر است به خاطر اینکه بالاخره بعد از زحمات طاقت فرسا توانسته اید به ما بفهمانید (!! ) که معنای خاص الفاظ با معنای لغوی آن فرق دارد یک شتر قربانی کنید .
3- انصافا که این جمله ی سوم شما از شاهکارهای بزرگ اهل سنت است که باید به عنوان لطیفه ی برتر قرن 21 ثبت شود . از من انتقاد کرده اید که حاضر نیستم معنای خاص الفاظ را از معنای لغوی آن ها جدا کنم . اگر شما واقعا حاضر به چنین کاری هستید (یعنی حاضرید که اعلام کنید که معنای لغوی و خاص الفاظ یکی است) لطفا اعلام کنید تا بنده هم آن را با خط درشت به نقل از خودتان در یک پست جداگانه بنویسم و برای خنده ی عموم در معرض دید قرار دهم .
جالب تر همه این است که علت این کار من را دلبستگی به بعضی روایات می دانید. بله بنده به روایات صحیح دلبستگی دارم چون سخن حبیب و مولایم و سرورم رسول الله است. اما بر عکس شما از اهمیت دادن به روایات هراس دارید چون در این صورت دیگر آبروی برای سرورانتان نخواهد ماند. شما با این کارتان حتی به قران عزیز هم دهن کجی می کنید . چون ندای حسبنا کتاب الله سر می دهید درحالیکه قرآن اصرار دارد که کسانی را که چنین حرفهایی را می زنند گمراه هستند. ما اتاکم الرسول فخذوه
خوب حالا این چه ربطی به قران دارد ؟ آیا این به معنی این است که بنده از قران هیچ دلیلی ندارم پس به سراغ خود روایات رفته ام؟ این حرف شما مثل پیوند زدن اسفناج به گلابی است. اصلا این دو موضوع چه ربطی به هم دارد؟ نزد هر عاقلی واضح و معلوم است که برای پیدا کردن معنی ای از معنای یک عبارت باید به دنبال قرائنی گشت که در کلام وجود دارد . مثلا اگر من به شما گفتم که برای اینکه بفهمید معنای (عین) در یک روایت چشمه است یا چشم انسان ، باید ه قرائن رداخلی روایت توجه کنید ، آیا به این معنا است که از فرهنگ لغت دلیلی ندارم؟ آیا در فرهنگ لغت نوشته است که در این روایت خاص عین به معنای چشم است یا چشمه ؟ آیا در قران نوشته است که در یک روایت خاص اهل البیت به معنای زنان است یا اهل کسا ؟
5- باشه !
6- دلائل را در آخرین پستی که به عنوان جمع بندی کلی نوشته ام ، ارائه داده ام.

